آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part80

که اخر یکی جواب داد

×بله بفرمایید چیه خانوم

من:کیمیا هست

×نه شما کی هستین

من: من رفیقشم

×چجور رفیقی هستی که نمیدونی الان۳روزه که تو کماس

من:چی چرا چیشدع

×خودکشی کرده

شوک شده بودم

گوشی از دستم لیز خورد افتاد
واییی نه اخه چرا نکنه بخاطر من باشه اگه بخاطر من باشه من خودمو هیچوقت نمیببخشم

ماشینو استارت زدمو رفتم به نزدیک ترین بیمارستان

اما نبود دوباره زنگ زدم که همون خانوم برداشت

آدرسو گفت و رفتم
وارد محوته سالن شدم

مامانش چقد داغون شده بود

کیمیا بابا نداشت فقط ی مامان داشت و آبجیش البته یدونه خاله هم داشت

مامانش تا منو دید اشکاش سرازیر شد

+دیدی چیشد
اخه تو چرا مواظبش نبودی چرا حواست بهش نبود

اشکام تند تند میومدن نمیدونستم چی بگم شرمنده مامانش بودم

مامانش خیلی بهم اعتماد داشت از بابت کیمیا هیچ نگرانی نداشت چونکه من رفیقش بودم... ..
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

My friend ♡:) part. 24.جیمین.. خاک توسرت.. اروم همشون نشستن ...

My friend ♡:)part.21.×..هر طور راحتی ولی چه بهونه ای می خوای...

جدایی

Thirteen

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۹مینی : همه چیز و ب...

ارباب منپارت 19بعد از اینکه ناهارم تموم شد یکم اتاقمو جمع کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط