True love★season1_P=20

سوآ=(چشمام و باز کردم...انگار خوابم برده بود...با یادآوری اینکه چطور خوابم برده لبخند زدم و به کسی که کنارم خواب بود و دستاش دور کمرم حلقه بود نگاه کردم...موهای بلوندش خیلی زیباش کرده بود...انگار یه فرشته کنارم خواب بود...برای بار چندم با دقت تمام اجزای صورتش و آنالیز کردم...بدون توجه به اینکه خوابه تو بغلم فشوردمش اما انگار خیلی فشارش دادم...چون از خواب بیدار شد)
کوک=آی...له شدم
سوآ=(خنده) متاسفم
کوک=نه عقب نرو...
.....

سوآ=کوک
کوک=هوم...
سوآ=موهات خیلی قشنگ شده
کوک=اینطور فکر میکنی؟
سوآ=اره...
کوک=اما من نمیزارم تو موهات و رنگ کنی
سوآ= چرا؟
کوک=رنگ فندقی موهات تمام دنیای منه
سوآ=(خنده) باهام لاس نزن...هنوز ازت دلخورم
کوک=هنوزم؟
سوآ=هوم
کوک=پس...باید چیکار کنم؟
سوآ=صبر
کوک=صبر؟
سوآ=اره...زمان خیلی چیزا رو درست میکنه
کوک=اما خب...خیلی چیزارم خراب میکنه
سوآ=یعنی میگی...زود تر آشتی کنیم؟ (خنده)
کوک=(لبخند) دقیقا

(یک هفته بعد)

کوک=یعنی همه چیز سرجاشه...درسته؟
جیمین=اره...همه محصولات دریافت و توزیع شدن...وضعیت از قبل هم بهتره
کوک=ممنون جيمين...کارت عالی بود... اما دیگه زمان استراحته...نظرت چیه یه چند وقت دیگه مهاجرت نکنی
جیمین=اما..
کوک=اما بی اما...بقیش با من
جیمین=یعنی میگی...دیگه دردسر درست نمیکنی؟
کوک=یا جیمین! (خنده)
جیمین=(خنده)...پس خوبه...
کوک=(لبخند)...هیونگ چرا ساکتی؟
نامجون=یکم خستم
کوک=نامجون ازت خیلی ممنونم...
جيمين= اره... از وضعیت نیرو ها که معلومه کارش تموم شده و همه ی آدما رو خریده
کوک=راستش نمیدونم واکنش سوآ چیه
نامجون=جدا میخوای به این یارو حمله کنی؟
جیمین=فکر نکنم یونگی ارزش حمله داشته باشه...شنیدی که اوضاعش چیه...حتی اگه دست خالیم بریم میشه راحت کشتش...پس چرا میخوای کارش و تموم کنی؟ بزار همینجوری ذره ذره نابود بشه
کوک=میدونم...اما فکر نمی‌کنم حقیقت داشته باشه...اون داره نقش بازی میکنه
نامجون=نظرتون راجب یه مهمونی چیه؟
جیمین=مهمونی؟
نامجون=اره...همه رو دعوت کنیم و جشن مافیای قدرت و ما برای امسال بگیریم...میدونی که فقط چند روز دیگه به انتخاب میزبان مونده...کوک اگه اسم بدی درجا انتخاب میشی....اره خیلی لوسی ولی قدرتت از همشون برتره
کوک=این الان تعریف بود؟ (خنده)
نامجون=(خنده)یجورایی...اما یونگی عاشق اینجور چیزای بی ارزش و مخصوصا اون تندیس مسخرست...اگه واقعا داره نقش بازی میکنه...تو جشن خود واقعیش و نشون میده
جیمین=این ایده عالیه...اما یادتون باشه که چقدر خطرناکه ضمن اینکه کوک میتونی اینکار و انجام بدی؟ تمام اون اتفاقا، همش از همین جشن شروع شد
کوک=میدونم جيمين اما این‌چیزا جلوي من و برای نابود کردن اون نمیگیره...باید تقاص کاراش و پس بده...بهش نشون میدم جئون کیه!
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

سناریو

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "38""ویو جئون آنجلینا"بعد ...

عشق اینترنتی PART: 4

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۷: شاخ‌به‌شاخ با پادشاهباد ساحل داشت موها...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط