💔 #مهدی_جان

💔 #مهدی_جان


می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام



دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام



می نویسم که "شب تار سحر می گردد"



یک نفر مانده ازین قوم که برمی گردد


🌙 شب بخیر مولای خوبم🌙
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_2 فصل اول | خان...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۳وقتی احساسات خطرناک می‌شوندصبح روز بعد،...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت اول╰┈────── ...

چند پارتی بازی ممنوع

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

«کوک؟»«هوم؟»«لازم نیست همه‌چیز رو تنهایی حل کنی.»مداد در دست...

رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط