Enemys Embrsce [ part ۲۰ ]

= مراقب خودتون و برادرتون باشین خانم میلر.
این جمله هم، یه هشدار دیگه بود.
لبخند کمرنگی زدم.
+ بله حتما.

و از اون جهنم خارج شدم.


برگشتم به دفتر اسناد‌.
جایی که به جیمز گفته بودم منتظرم بمونه .

جانسون هنوز همونجا بود .
عصبانی بود و سر بادیگارداش داد میزد .

- آخه چقدر شماها میتونین بی عرضه باشین که نتونین یه محموله رو حفظ کنین...

با دیدن من ساکت شد. اما خَشمِش هنوز سر جاش بود.

جیمز به سمتم اومد.
÷ چیشد ؟ چرا رئیس انقدر عصبانیه ؟

+ اونجا مثل جهنم بود...
نفسم رو با لرزش بیرون دادم.

+ دیگه کم‌کم داشتم مرگ خودمو به چشم میدیدم.
باهم دعواشون شد...

برای لحظه‌ای به اسلحه‌ی جانسون نگاه کردم.
+ کار به کشیدن اسلحه ختم شد.

÷ وایییییی
وایولت تو خیلی کله‌شقی. اینو میدونی ؟

خشکم زد .
حرفش برام مثل یه دژاوو بود.
حرفی که رزالین همیشه بهم میزد.
حتی...
شبی که گم شد..
" × خیلی دوست دارم کله‌شق "
یعنی الان حالش خوبه؟

صدای جیمز منو از افکارم بیرون اورد.

÷ هی دختر ! کجایی؟

+ هیجا.
برگردیم خونه.
دیگه نمیخوام تو این جهنم دره باشم .

÷ یکدفعه چِت شد؟
آهی کوتاه کشید .
÷ باشه، از خدامه برگردیم خونه.

قدم زنان به سمت قسمت خروجی میرفتیم که صدایی باعث توقفمون شد.

----------------------------------------------------

چطورین قشنگا💗🎀
مرسی که تا اینجای فیک کنارمین 🫶🏻
باید یه عذرخواهی بابت اینکه فیک رو با تاخیر میزارم بکنم🫡
راستیتش من تا چند پارت بعد هم نوشتم فقط برای گذاشتنش یکم تنبلم👈🏻👉🏻😅
لطفا حمایت کنین منم سعی میکنم زود به زود براتون پارت بزارم 😚🩷
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۵

سناریو: زخم التیامی/ پارت ۱۳نه...ناخودآگاه دویدم سمت اتاقش. ...

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

how much i love you so...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

برده عمارت جئون

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

Part ²⁵ویو لیلی شوکه بودم اما نگاهم همینجوری رو چشمای جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط