{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شیشه‌خون

#شیشه‌خون

P4
تهیونگ:سلام بر اهالی عمارت
(پدر ا.ت و تهیونگ پ.ا.ت ،مادر ا.ت و تهیونگ م.ا.ت)
پ.ا.ت:سلام پسرم ا ا.ت دخترم (بغلش،میکنه)
ا.ت:بابااااااااااااااااا(با بغض میمیره بغلش)
تهیونگ:مامان ماماننننن ا.تو آوردم
همه چییی میان تا ببیننش
م.ا.ت:ا.ت ا.ت دخترممم دخترممم دورت بگردم الهی دلم برای بوی تنت تنگ شده بود (گریه)
ا.ت:مامانییییی ماماننن دلم برای بغلت تنگ شده بود(گریه)
مامان بزرگ:نوه عزیزم(اشکی ریخت ار چشاش)
پدر بزرگ:نور چشمم اومد(لبخند )
*ا.ت رفت جلو و دستشونو بوسیدو بغلشون کرد*
دخترو پسر عموها: ا.ت دلمون برات تنگ شده بود
دخترو پسر عمه ها: از این ب بعد خانواده کامل شده
عموها:برادرزاده که نیست مجسمه زیباییه
عمه ها:تفریح جدید
شوهر عمه ها:لبخند
زن عموها:باید دیگه دختری شده باشی
ا.ت:خانواده بزرگم دوستون دارممممم
پ.ا.ت:میا میاااا
میا:بله ارباب
پ.ا.ت:اتاق ا.ت رو بهش نشون بدل
میا:چشم
ا.ت،:اتاقم خیلی قشنگ بود بغلش،اتاق بقیه نوه ها (عکسشو میزارم)
میا:بفرمایید خانوم جوان لباستون امرو باهم به بازار میریم برای خرید لباس
ا.ت:باسه برو بیرون
میا:خانوم جوان فقط قانون ها
ا.ت:برام روی یه برگه بنویس سرم درد میکنه
میا:چشم ....
حمایت نشه?🥺
دیدگاه ها (۳)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

KIM V

فیک تهیونگ

#in_your_eyespart_82ویو جونگ کوکبالاخره بعد اصرار های کایلا ...

فرزندِ آقامون امام سید مجتبی خامنه‌ای رتبه ۱۰۶ کنکور انسانی ...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط