±اسنپ گرفتم ،وسط راه راننده گفت:

±اسنپ گرفتم ،وسط راه راننده گفت:
خانوم خونمون همین خیابونه دیرتون
نمیشه اگه این جعبه رو بدم به خانومم؟
گفتم : نه راحت باشین.
رفت و برگشت با خنده گفت :
ببخشید توروخدا خانومم حاملس ؛
هوس شیرینی کرده بود!^^

-یآد بگیرینـ تبآها..🌿🥺
دیدگاه ها (۱)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

I'm not jealous part 65به سمتمون اومدن هه رین در حالی که لبخ...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

free from the court (p6)

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

Part : eight ادامه دارد ......جیمین و ا.ت رفتن جایی که سفارش...

چند پارتی

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:22(ویو جونگکوک) قصدم از گرفتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط