I'm not jealous
I'm not jealous
part 65
به سمتمون اومدن
هه رین در حالی که لبخند از لباش کنار نمیرفت به سمتم اومد و با لحن شوخی گفت
^خب سینگلی اینم برطرف کردم خیالم راحت شد..تیهونگی بیا بریم به اموراتمون برسیم
سومی یه پس گردنی حواله اش کرد و گفت
§تقصیر منه که چیزای خوبی به ذهنم نمیاد یا واقعا منظورش اهم اهم بود
تهیونگ با جفت پا پرید وسط بحث و گفت
✓بچه مو اذیت نکن
جیمین هم صداش در اومد و گفت
®اوهوع..اوهوع..عاشقانه های مثبت صد سالتون رو بزارید برای خونه
همه مون زدیم زیر خنده
دستای جونگکوک رو گرفتم و در حالی که همه مون ایستاده بودیم سرمو روی شونه اش گذاشتم
+به نظرم بهتره برید خونه چون همین الان ممکنه از شدت دلتنگی مثبت صد رو تبدیل به مثبت صد و بیست سال جلوتون عملی انجام بدم
بالاخره با شوخی و جدی همه شون رو راهی خونه کردم و مثل کوالا به جونگکوک چسپیده بودم
+الان خیلی سوال دارم و دارم جلوی خودمو میگیرم که وسط صحنات عاشقانه مون نپرسم
تک خنده ای کرد که دل من با تک خنده اش برد
_باشه خانومم..یعنی پرنسسم..همین الان بپرس که میترسم وسط کار کردنمون یهو به رگبار ببنیدم
+تو واقعی هستی یا من مثل اسکولا دارم خوابتو میبینم؟؟؟چطور فهمیدی من هنوز دوستت دارم ؟از کجا ادرسمو پیدا کردی؟اون روز اولی که همو دیدیم یادته؟چطور..
دستشو گذاشت روی دهنم و گفت
_اروم بیبی یکی یکی..من فرار نمیکنم..و من واقعیم..اگه بخوای ثابت میکنم
+نکنه میخوای وسط پارک اهم اهم کنی ؟نوچ نوچ نوچ
این دفعه از ته دل خندید و گفت
_نه اون ثابت کردن..میتونستم یه چک به صورتت بزنم که ببینی خوابی یا بیدار
لوس به سمتش رفتم و لوپامو باد کردم و گفتم
+از دلت میاد؟
به آرومی موهامو نوازش کرد و گفت
_معلومه که نه
به سمت یکی از صندلی ها رفتیم که یه پلاستیک از زیرش در اورد
_اینا رو گرفته بودم برای وقت مبادا..گفتم اگه یه درصد گفتی نه با اینا گولت بزنم
با دیدن موچی و شیر توت فرنگی دهنم آب افتاد
به سمتش رفتم و بوسه ای روی گونه اش کاشتمو و گفتم
+قربونت برم که نقشه هات همه نابن
بعد سرمو روی سینه اش گذاشتم و رسما روی صندلی و جونگکوک ولو شدم
_اینقدر خوردنی نشو که الان وقت خوردنت نیست
+اومو(خدایا)میبینم حرفای عاشقانه ی جدید یادگرفتی
به آرومی موهامو نوازش کرد و گفت
_فقط برای تو
part 65
به سمتمون اومدن
هه رین در حالی که لبخند از لباش کنار نمیرفت به سمتم اومد و با لحن شوخی گفت
^خب سینگلی اینم برطرف کردم خیالم راحت شد..تیهونگی بیا بریم به اموراتمون برسیم
سومی یه پس گردنی حواله اش کرد و گفت
§تقصیر منه که چیزای خوبی به ذهنم نمیاد یا واقعا منظورش اهم اهم بود
تهیونگ با جفت پا پرید وسط بحث و گفت
✓بچه مو اذیت نکن
جیمین هم صداش در اومد و گفت
®اوهوع..اوهوع..عاشقانه های مثبت صد سالتون رو بزارید برای خونه
همه مون زدیم زیر خنده
دستای جونگکوک رو گرفتم و در حالی که همه مون ایستاده بودیم سرمو روی شونه اش گذاشتم
+به نظرم بهتره برید خونه چون همین الان ممکنه از شدت دلتنگی مثبت صد رو تبدیل به مثبت صد و بیست سال جلوتون عملی انجام بدم
بالاخره با شوخی و جدی همه شون رو راهی خونه کردم و مثل کوالا به جونگکوک چسپیده بودم
+الان خیلی سوال دارم و دارم جلوی خودمو میگیرم که وسط صحنات عاشقانه مون نپرسم
تک خنده ای کرد که دل من با تک خنده اش برد
_باشه خانومم..یعنی پرنسسم..همین الان بپرس که میترسم وسط کار کردنمون یهو به رگبار ببنیدم
+تو واقعی هستی یا من مثل اسکولا دارم خوابتو میبینم؟؟؟چطور فهمیدی من هنوز دوستت دارم ؟از کجا ادرسمو پیدا کردی؟اون روز اولی که همو دیدیم یادته؟چطور..
دستشو گذاشت روی دهنم و گفت
_اروم بیبی یکی یکی..من فرار نمیکنم..و من واقعیم..اگه بخوای ثابت میکنم
+نکنه میخوای وسط پارک اهم اهم کنی ؟نوچ نوچ نوچ
این دفعه از ته دل خندید و گفت
_نه اون ثابت کردن..میتونستم یه چک به صورتت بزنم که ببینی خوابی یا بیدار
لوس به سمتش رفتم و لوپامو باد کردم و گفتم
+از دلت میاد؟
به آرومی موهامو نوازش کرد و گفت
_معلومه که نه
به سمت یکی از صندلی ها رفتیم که یه پلاستیک از زیرش در اورد
_اینا رو گرفته بودم برای وقت مبادا..گفتم اگه یه درصد گفتی نه با اینا گولت بزنم
با دیدن موچی و شیر توت فرنگی دهنم آب افتاد
به سمتش رفتم و بوسه ای روی گونه اش کاشتمو و گفتم
+قربونت برم که نقشه هات همه نابن
بعد سرمو روی سینه اش گذاشتم و رسما روی صندلی و جونگکوک ولو شدم
_اینقدر خوردنی نشو که الان وقت خوردنت نیست
+اومو(خدایا)میبینم حرفای عاشقانه ی جدید یادگرفتی
به آرومی موهامو نوازش کرد و گفت
_فقط برای تو
- ۲.۲k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط