𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆
𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆
Part 9
صبح روز بعد
جونگکوک زودتر از همیشه از عمارت خارج شده بود و آرین هنوز توی اتاقش بود
بعد از آماده شدن به سمت سالن رفت و از خدمتکار پرسید
آقای جونگکوک رفتن؟
بله خانم از صبح جلسه داشتن
آرین سر تکون داد و روی مبل نشست
بالاخره فرصت مناسبی بود تا با یکی از افرادش ارتباط بگیره
گوشی دومش رو از جایی که پنهان کرده بود بیرون آورد و شمارهای رو گرفت
صدای مردی از اون طرف خط بلند شد
رئیس؟
آرین با صدای آروم جواب داد
آره خودمم
همه منتظر دستورتون هستن
فعلا هیچ کاری انجام ندین فقط میخوام بدونم اوضاع چطوره
محمولهها به مقصد رسیدن ولی گروه رقیب داره تحرکات مشکوکی انجام میده
آرین کمی مکث کرد
اسم هیچکس رو بدون مدرک مطرح نکنین گزارش کامل رو برام آماده کن
چشم رئیس
تماس رو قطع کرد و گوشی رو سر جاش گذاشت
همون موقع صدای قدمهایی از راهرو شنید
آرین سریع روی مبل نشست و گوشی معمولی خودش رو برداشت
جونگکوک وارد سالن شد
هنوز بیداری؟
آرین گوشی رو کنار گذاشت
آره تازه صبحونه خوردم
جونگکوک کت خودش رو به خدمتکار داد
امروز برنامه خاصی داری؟
نه چرا؟
میخوام ببرمت بیرون
آرین لبخند زد
کجا؟
یه جای آروم که بتونیم کمی وقت بگذرونیم
آرین سر تکون داد
باشه فقط بذار آماده بشم
جونگکوک لبخند کوتاهی زد
منتظرم
چهل دقیقه بعد
ماشین از عمارت خارج شد و به سمت مرکز شهر حرکت کرد
آرین از پنجره بیرون رو نگاه میکرد
جونگکوک گفت
یه چیزی میخوام ازت بپرسم
بپرس
وقتی از بیمارستان مرخص شدی فکر میکردی من همچین استقبالی ازت بکنم؟
آرین بهش نگاه کرد
راستش نمیدونستم باید انتظار چی رو داشته باشم
جونگکوک نگاهش رو برای لحظهای به سمتش چرخوند
حالا چی فکر میکنی؟
آرین لبخند ملایمی زد
فکر میکنم خیلی بیشتر از چیزی که تصور میکردم مراقبمی
جونگکوک چیزی نگفت و نگاهش رو به جاده برگردوند
اما لبخند محوی روی لبهاش نشست
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 9
صبح روز بعد
جونگکوک زودتر از همیشه از عمارت خارج شده بود و آرین هنوز توی اتاقش بود
بعد از آماده شدن به سمت سالن رفت و از خدمتکار پرسید
آقای جونگکوک رفتن؟
بله خانم از صبح جلسه داشتن
آرین سر تکون داد و روی مبل نشست
بالاخره فرصت مناسبی بود تا با یکی از افرادش ارتباط بگیره
گوشی دومش رو از جایی که پنهان کرده بود بیرون آورد و شمارهای رو گرفت
صدای مردی از اون طرف خط بلند شد
رئیس؟
آرین با صدای آروم جواب داد
آره خودمم
همه منتظر دستورتون هستن
فعلا هیچ کاری انجام ندین فقط میخوام بدونم اوضاع چطوره
محمولهها به مقصد رسیدن ولی گروه رقیب داره تحرکات مشکوکی انجام میده
آرین کمی مکث کرد
اسم هیچکس رو بدون مدرک مطرح نکنین گزارش کامل رو برام آماده کن
چشم رئیس
تماس رو قطع کرد و گوشی رو سر جاش گذاشت
همون موقع صدای قدمهایی از راهرو شنید
آرین سریع روی مبل نشست و گوشی معمولی خودش رو برداشت
جونگکوک وارد سالن شد
هنوز بیداری؟
آرین گوشی رو کنار گذاشت
آره تازه صبحونه خوردم
جونگکوک کت خودش رو به خدمتکار داد
امروز برنامه خاصی داری؟
نه چرا؟
میخوام ببرمت بیرون
آرین لبخند زد
کجا؟
یه جای آروم که بتونیم کمی وقت بگذرونیم
آرین سر تکون داد
باشه فقط بذار آماده بشم
جونگکوک لبخند کوتاهی زد
منتظرم
چهل دقیقه بعد
ماشین از عمارت خارج شد و به سمت مرکز شهر حرکت کرد
آرین از پنجره بیرون رو نگاه میکرد
جونگکوک گفت
یه چیزی میخوام ازت بپرسم
بپرس
وقتی از بیمارستان مرخص شدی فکر میکردی من همچین استقبالی ازت بکنم؟
آرین بهش نگاه کرد
راستش نمیدونستم باید انتظار چی رو داشته باشم
جونگکوک نگاهش رو برای لحظهای به سمتش چرخوند
حالا چی فکر میکنی؟
آرین لبخند ملایمی زد
فکر میکنم خیلی بیشتر از چیزی که تصور میکردم مراقبمی
جونگکوک چیزی نگفت و نگاهش رو به جاده برگردوند
اما لبخند محوی روی لبهاش نشست
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۱.۶k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط