{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درسته...اعضای بانتن بودن..

درسته...اعضای بانتن بودن..
که خانواده بی گناه ا.ت رو کشته بودن .
هاروچیو سانزو ، داشت ی خیانت کار از بانتن رو میکشت
هایتانی ها ، درحال لذت بردن از صحنه شکنجه
کوکونوی هاجیمه ، حساب کتاب میکرد برای پول ها
کاکوچو هیتو ، با چشم های خسته داشت فقط خیانتکار بانتن رو نگاه میکرد
و در نهایت....سانو مانجیرو....
ایشون داشت از خیانتکار حرف میکشید ؛ خیانتکار داشت سعی میکرد مایکی رو بکشه و برای همین باید تنبیه میشد !
مایکی سرد : چرا میخواستی رعیست رو بکشی؟
خیانتکار : چ...چون تو بودی که دوست من و کشتی....
هاروچیو قهقه ای زد : کدوم دوستت ابله؟!
خیانتکار فریاد زد : دوست من ی دختر کوچولو داشته ! اسمش ا.ت بوده....شما حتی به خانواده اش هم رحم نکردید بینامو_
* صدای تیر که وارد مغز خیانتکار شده *
هاروچیو عصبی : مسخره کرده ما رو؟! عجب مغز فندقیه....
مایکی : گفت ا.ت....همون دختری که از چنگمون فرار کرد....
ران با لبخند پر از مغرور : میخوایم الان با ی بدن بیجون چیکار کنیم؟؟
سانزو تک خنده زد : خیلی واضحه....میزاریمش توی دستگاه گوشت کوب
ا.ت که پشت اون بوته ها بود برای ی لحظه رنگ پوستش با گچ مو نمیزد .
ا.ت تو دلش :
چ..چرا؟!...این مافیا زیادی بی رحمیه...لعنت بهتون...ن...من باید فرار کنم....وگرنه منم....مثل اون بیچاره میمیرم!
ا.ت عقب عقب رفت
تا از دید بانتن مخفی بمونه
ولی یهو.....
تققققققق!!!!
ا.ت پاهاش خورد به ی تیکه شاخه و صدای شکستنش بلند شد
ا.ت زیر لب : فاطحه ام خونده اس!
برای ی لحظه یهو....
تققققققققق تقققققق
صدای تیر ها بیشتر شد و درسته...فقط ی روانی هست
که میتونه انقدر وحشیانه شلیک کنه.....هاروچیو سانزو بود !
سانزو مثل وحشی ها تیر میزد
انگار داشت ی اهو رو شکار میکرد .
ا.ت موقع فرار همزما صدای داد و بیداد سانزو رو میشنید
سانزو از دور : ااوی اوی اوییییی بیا اینجا ببینمممممممم!!!!
ا.ت از ترس زیاد میدوید
و به پشتش حتی نگاهی نمیکرد
تا اینکه ا.ت بلخره رسید به خونه اش و پاهای ضعیفش داشتن میلرزیدن ، ا.ت سریع کیلید خونه رو
با هست های عرق کرده اش دراورد
و درب خونه رو باز کرد و مثل میگ میگ رفت بالا
ا.ت تمامی درب و پنجره ها رو بسته بود ، و حتی از شدت ترس قرص ارامبخش خورد .
کم کم ا.ت داشت اروم میشد و رفت سمت تخت خوابش برد ، ولی یهو صدای شکستن شیشه ها اومد
ا.ت از ترس بلند شد و همه جا رو گشت و حتی ی میله برداشت
و سعی کرد از خودش دفاع کنه
با چیزی که دید حسابی شوکه شد و نمیدوست چی بگه چون....
دیدگاه ها (۶)

stolen

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو مایکیپارت۴ (اگه اشتباه نکنم)

سناریو مایکی پارت ۲

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط