{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

impossible dream -رویای محال

impossible dream -رویای محال
ep-2
مریم:اگه دیر برسیم جا میمونیم اونوقت نمی بینمش
من:مای جیمین داری چکه میکنی ؟
مریم:اره اره دارم چکه میکنم
خلاصه تا حدود ساعت چهار و نیم باهم زر زدیم
لباس لباس جی بپوشم یه دست لباس برداشتم
همه با هم رفتیم فرودگاه رو صندلی های انتظار منو مریم هنزفری گذاشتیم تو گوشمونو و با هم آهنگ 3.6.5 رو میخوندیم
-مسافرین پرواز 436 از ایران به مقصد کره جنوبی
منو مریم مثه جت پریدیم بالا و جیغ زدیم
باباهامون: خاک تو سر جفتتون کنن
مامانامون شروع کردن به گریه کردن.... زهرا هم خوشحال بودم هم ناراحت خوشیش واس این بود که تا چهار سال همه چی ماله اونه ناراحتیش واس اینه که نمی تونه عشقش شیو رو ببینه اخه عزیزم 😝
با همه خداحافظی کردیم مامانا هزار سی صد بار سفارش کردن باباهامونم که انگار از خداشون بود والا
بالاخره سوار شدیم خوشبختانه منو مریم کنار هم بودیم دو ساعت دعوا کردیم که مهمان داره محترم گفتند که جای من کنار پنجره است
من:بو دماغ سوخته میاد 😛
مریم یهو کاغد تو دست مو قاپید: دیگه نمیاد هه
بیشعور آشغال اونی که کنار پنجره بودو برداشت
نشستم کنارش عررررر عرررررر عرررررر اوج گرفت یا خدا یا حسین قریب یا قرآن معصوم
من:عررررررر مریم من میترسم
مریم:د بس که کلاست پایینه عزیزم مثه من باش و فقط به عشقت فکر کن (عققققق)
چشامو بستم به ده دقیقه نکشید خوابم گرفت
دیدگاه ها (۲)

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

۷۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۲۰ نشرpart : 5@ معذرت میخوام ، باید برای...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 51( بچه ها خواستم بگ...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

چند پارتی (درخواستی)

impossible dream -رویای محال ep-3مریم خداحافظی کردو در حالی ...

عشق اجباریپارت ۹ توی راه با سانی شروع کردیم به حرف زدن از هم...

پارت ۱۰ حالا ببینین چجور آدمیم تو ی شب دوتا پارت آپ میکنم وا...

#رویایه_شیرین +با صدایه خلبان بیدار شدیم به ساعتم نگاه کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط