✍🏿دلنوشته در مورد امام زمان (عج)

✍🏿مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم.
از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم.
بیا و این انتظار مرا پایان بده.‌ای منجی عالمیان، جهان در انتظار توست مسافر من!
نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می‌کنند!
چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می‌کشند
منتظرند تا کسی بیاید و جهان را از عدل پرکند.
کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد …
بیا تا بعد از این در کوچه‌های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم
و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم.
بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟
دیدگاه ها (۲)

🖋 کلام امیرالمؤمنین (سلام‌الله‌علیه) در وصف روزگار غیبت و ظه...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :البته اگر وسط بیراهه و...

قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش پایانی)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :پاسخ به هر مخالف :در ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط