گــر بهـ ـیـ وحشی ادامه پارت 70

گــر بهـ ـیـ وحشی ادامه پارت 70
_و.... اصن به تو چه
+واااییی باجی خیلی نفهمییییی
_تو میفهمی
+معلومه...
_حالا هرچی..
+راااااننن.. میریم دوردور
@ چی؟ چراااا؟
+همین که هس
@خدایا چقد دیگه مونده این تعطیلات کوفتی تموم شه بگیرم ادبش کنم
+حالا حالا ها مونده
@نوبت منم میرسه....
باجی رف سمت رین
باجی: رین...
رین: جانم؟
باجی: باهام بیا
رین: یا ابلفضل
باجی: کاریت ندارم
اما: برو فاتحتو من میخونم
رین: ممنونم T^T
رین سوار ماشین شدو با هم رفتن ی جا.... ی جا... عههههه منحرف نشو خاک تو سر منحرفت کنننننننن....
☆تو راه☆
رین: کجا میریم؟
باجی: ی جای خوب...
رین: به خدا اگه فردا حامله شم تقصیر خودته
باجی: بابا گفتم کاریت ندارم دیگهههع
رین: باشه....
باجی رینو برد همون ساحل هیتاچی.... هوا تاریک بود... ساحل خالی خالی.... فقط خودشون بودنو صدها ستاره....
بوی گل ها توی هوا پیچیده بود....
ی ساحل خالی... هوای تاریک و بوی گل.... وایبی که ممکن بود بهترین حس رو بهشون بده... بدون مزاحم.... بدون صدای اضافی.... همه جا ساکت بود تا رین اون سکوت رو شکست
رین: میدونی.... خیلی اینجور جاها رو دوس دارم.....
+میدونم کلا از شبا خوشت میاد
_ اره.... ولی میدونی چیو بیشتر دوس دارم؟
+چی؟
_تو رو....
+ هوم؟ جدی؟
_مگه باهات شوخی دارم؟
رین رفتو لب دریا نشست... چشماشو بست و بوی گل ها رو استشمام کرد... باد خنکی وزید که باعث شد موهای زیبا و بلندش تکون بخوره... باجی که عاشق دختر بود... با دیدن این صحنه تحریک شد.... هر لحظه بیشتر به این که چخ کاری میتونه بکنه تا اون رو صاحب شه فکر میکرد و این باعث عذابش بود که... نکنه این دختر لیاقتش بیشتر از اون باشه.... عشقش تبدیل به نگرانی شد ولی اونها رو کنارگذاشت... کنار دختر نشستو اونو در اغوش کشید... بعد از مدتی اون رو از بغل خودش در اوردو این بار دختر بود که اونو به چشیدن طعم لباش دعوت کرد....
____________________________________
____________
نظرتون چیه از این به بعد اینجوری بنویسم؟
دیدگاه ها (۶)

نام خواننده : سیاوش شمسنام اهنگ : دختر ایرونیالبوم : همسایه ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

𝗈𝗇𝖾 𝗌𝗁𝗎𝗍:"𝗆𝗒 𝗌𝗁𝗂𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗌𝗍𝖺𝗋"𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: @choi_so_a𝗁𝗒𝗎𝗇𝗃𝗂𝗇: +𝗉𝖺𝗋𝗄 𝗅...

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان شوگا : نمیخوا...

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

خودکار ابری

اول از همه تولد ددی رو تبریک میگم🎂✨️ و چون این مدت انقد سرمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط