گفت مُچِت درد میکنه هنوز؟

گفت مُچِت درد میکنه هنوز؟
گفتم اصلا یادم نبودااا...
گفت مگه میشه آدم درداشو یادش بره؟
گفتم چون گردن درد گرفتم درد بزرگتری جاشو گرفته...
گفت فشار زیادی رو داری تحمل میکنی اینروزها... بیا نصف نصف کنیم چطوره؟؟
گفتم نه نه ببین اصلا دردای توعم مال من من میتونم بر بیام از پسشون...
گفت میدونستی وقتایی که لجباز و غُد میشی جذابتر میشی؟
گفتم میدونی وقتی اونقدر دردت زیاد باشه که درد قبلیت رو یادت نیاد لجبازم میشی...
گفت ولی تو خیلی داری حیف میشی...
گفتم اصلا حیفِ تو میشم چطوره میپسندی؟
گفت آخه تو همه جوابا رو هم داری بچه آدم میمونه چی بگه ...
گفتم ناراحتی؟
گفت نه خوبه آدم همش باهات هیجان داره و تکراری نیس هیچی...
گفتم پس لذت ببر:)
دیدگاه ها (۱)

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

اجبار به بدبختی پارت ۳۳

My lovely neighbor part : ۶۹

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط