خانه های قدیمی بوی دلنتگی میدهند!

خانه های قدیمی بوی دلنتگی میدهند!
بوی آدم‌‌هایی که وقتی بودند چراغ خانه روشن بود!وقتی که رفتند درتاریکی ها شمع هم جوابگو نبود!
امان از اشک‌های بارانی صاحب خانه که دل را به درد می‌آورد امان از قلب‌های اتش گرفته!..امان از دلهایی که صدای سوختن اش از صدای سوت کتری و صدای بمب هم بیشتر بود!

برای چشمهای سرخ گشته!
دیدگاه ها (۰)

(debt (part 2

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹P⁷از فردا...جونگکوک صبح زود از خواب بیدار شد. اول ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

پارت ۳: سایه‌هایی که با هم آشنا می‌شنسکوت کلاس با صدای ملایم...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت اول | غریبه‌ی عمارت باران از صبح بی‌وقف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط