وقتی وکیل اکست شدی..

𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟸
ویو ا/ت
رسیدم زندان، رفتم پارکینگ ماشینمو پارک کردم. پرونده رو از داخل داشبرد برداشتم گذاشتم تو کیفم پیاده شدم، رفتم سمت اسانسور سوار شدم رفتم بالا. رفتم سمت اتاقی که قراره با موکلم ملاقات کنم.
مامور: کارت شناسایی و پرونده لطفا
پرونده و کارت شناساییمو دادم تا چک کنه
مامور: نام زندانی؟
ا/ت: کیم تهیونگ
مامور: وکیل مدافع؟
ا/ت: پارک ا/ت
مامور: میتونید برید داخل وکیل پارک
ا/ت: ممنون
کارت و پروندمو گرفتم رفتم داخل. پرونده رو رو میز گذاشتمو نشستم. تا موکلم بیاد چند دقیقه ای طول کشید برای همین دوباره یه نگاهی به پرونده انداختم. در باز شد تهیونگ اومد داخل دستبندش رو باز کردن اومد نشست، سرم پایین بود برای همین متوجه نشد من کیم.
تهیونگ: سلام..
سرمو بلند کردم، وقتی منو دید تعجب کرد، نمیدونم چرا ولی چشمام برق زد، هنوز مثل قبل جذاب بود چقدر دلم براش تنگ شده.. چی میگم من نخیر دلم تنگ نشده فقط موکل منه نه چیز دیگه ا/ت دختر حواستو جمع کن
ا/ت: سلام اقای کیم
تهیونگ: (چشماش از خوشحالی برق زد)
ا/ت: من پارک ا/ت هستم وکیل شما خوشبختم
تهیونگ: بعد ۵ سال دوباره دیدمت.. چقدر خوشگل تر شدی
ا/ت: خب مثل اینکه بهتون تهمت زدن
تهیونگ: چرا اینجوری حرف میزنی
ا/ت: اقای کیم..(تهونگ پرید وسط حرفش)
تهیونگ: اقای کیم چیه ا/ت تهیونگم تهیونگ میدونم اون موقع اشتباه کردم ولی سرسنگین نباش باهام (یکم عصبی، شاکی)
ا/ت: تهیونگ من اینجا اومدم چون وکیلتم درمورد پرونده حرف بزنیم تا حلش کنیم نه اینکه درباره گذشته حرف بزنیم
تهیونگ:...
ا/ت: مثل اینکه بهت تهمت تجا//وز زدن.. من پروندتو بررسی و یه سری عکسا هم دیدم.. یه سری سوال میپرسم ازت و باید راست بگی تا بتونم کمکت کنم قبلش اینم میگم باید صادق باشی و به وکیلت دروغ نگی اگه همکاری کنی باهم میتونیم حلش کنیم ولی اگه دروغ بگی خودم یکار میکنم تو زندان بمونی
تهیونگ: همیشه بهت راست گفتم هیچوقت دروغ نمیگم
ا/ت: خوبه پس چندتا سوال میپرسم
تهیونگ: بپرس
ا/ت: تو با اون دختر رابطه داشتی؟ یا بهش تجاوز نکردی؟
تهیونگ: ا/ت.. تو منو نمیشناسی؟ باور کردی که من اون کارو کثیفو کردم؟ به قل خودت وکیل منی بعد اعتماد نداری بهم؟
ا/ت: جواب من اره یا نه هست
تهیونگ: نه من اون کار کثیف رو نکردم
ا/ت: اون شب تو کجا بودی؟
تهیونگ: بخاطر اینکه فیلمبرداریمون تموم شد قرار شد بریم یه مهمونی بگیریم
ا/ت: یعنی شبش پارتی بودی درسته؟
تهیونگ: اره
ا/ت: مست بودی؟
تهیونگ: نه نوشیدنی خوردم ولی تو میدونی ظرفیتم بالاست مست نمیشم
ا/ت: اره میدونم ولی خب میدونی که من اشتباه زیاد کردم.. خب پس مست نبودی
تهیونگ: منو ببخش
ا/ت: نمیخوام برام گذشته رو یاداوری کنی.. دختره رو میشناختی؟
تهیونگ: اره بازیگره باهم تو همین فیلمی که گفتم بازی کردیم
مامور: خانم پارک وقت امروز تمومه
ا/ت: تهیونگ برای امروز کافیه فردا باز میام
پرونده رو بستم بلند شدم خواستم برم
تهیونگ: ا/ت وقتی این پرونده تموم شد درباره گذشته حرف بزنیم
ا/ت: باشه حالا بعدا
تهیونگ: هنوز دوست دارم
با این حرفش قلبم وایساد انگار نمیتونستم نفس بکشم یعنی.. یعنی دوسم داره.. نه نه ا/ت دختر خر نشو
ا/ت: خدافظ
تهیونگ: خدافظ

ادامه دارد...

شرط پارت بعد ↜ لایک: ۴۰ تا ، بازنشر: ۵ تا

این چندپارتی قشنگه؟ ادامه بدم؟ 😊💜

#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۲۷)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

My Boy❄

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

My Boy❄

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

p2 Only Patient

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط