وقتی توی روز عروسیت....(درخواستی)

پارت اول



ویو هانا

با چانگبین توی اتاق خواب مون نشسته بودیم .این خونه کلا مال خودمون بود چون چانگبین دوست داشت تایم بیشتری رو کنار هم باشیم و خونه و زندگی خودمو داشته باشیم توافق کردیم که باهم توی یه خونه بمونیم و خب این خونه هم مال خودمون بود(در واقع عمارت)
چانگبین روی تخت نشسته بود و من هم جلوی آینه داشتم موهام رو مرتب میکردم و برای خواب آماده میشدم
چانگبین:این حجم از زیبایی مجارها خانم سئو؟(لبخند)
هانا:(خنده)چانگبین نامه هنوز باهم ازدواج نکردیم که بهم میگی خانم سئو
چانگبین:خب ..درسته ولی اون روز هم خیلی دور نیست
شونمو روی میز گزاشتم و به سمت تخت پیش چانگبین رفتم و کنارش روی تخت نشستم
هانا:تو واقعا فکر میکردی که خانواده ها بخوان به ازدواجمون رضایت بدن

چانگبین:حتی اگه رضایت نمیدادن هم برای میداشتم و فرار میکردم(پوزخند)
هانا:(خنده) وای تو واقعا بامزه ای.خیله خب آقای عاشق پیشه بگیر بخواب چون فردا قراره خبر نامزدی مون تو کل دنیا پخش بشه
چانگبین:وای خدای من دیگه نمیتونم براش صبر کنم من اون بالا وایمیستم و با صدای بلند به تموم مردم جهان میگم که تو دیگه مال من شدی بعد دستتو میگرن و جلوی اون جمعیت می‌بوسمت
خندیدی و به بازوی چانگبین ضربه آرومی زدی
هانا:بیخیال جلوی اون همه آدم ؟ من خجالت میکشم
چانگبین:ولی من نه بیب
رفتی و سرجات یعنی کنار چانگبین دراز کشیدی و چشمات رو بستی
هانا:حیله خب آقای خوش خیال فعلا بگیر بخواب
چانگبین دوباره با لبخند بهت نگاه کرد و شمع روی میز کنارش رو خاموش کرد و تورو توی آغوشش گرفت و به خواب رفت

دوستون دارم کیم لارا ✨

#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونحبن-#هان-#فیلیکس-#سونگمبن-#جونگبن-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
دیدگاه ها (۰)

حس میکنم به پوستر جدید عادت ندارید ....

پارت ۴

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

برده عمارت جئون

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

Why Did I Fall in Love with You? P²⁷ | Truth or DareView: Ho...

سناریو جدید

وقتی عضو هشتمی و روی تخت لخت خوابیدی و یهو میاد تو و......نا...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط