رمان تهیونگ{عشق در نگاه اول } پارت ۱۶
که کوک دست ات رو میگیره و بغلش میکنه
کوک : حالت خوبه کاریت نشده
ات: نه کوک حالم خوبه( خنده)
کوک: ات قضیه رو تعریف کن ببینم چی شده توروخدا( مظلوم)
ات: باشه تعریف میکنم( خنده)( قضیه رو تعریف میکنه )
کوک؛ خداروشکر بهت آسیب نرسوند
ات: آره
کوک: ات من یعنی ما همیشه پیشتیم باشه
ات: باشه کوکی
کوک: میدونی وقتی هنوزم کوکی میگی قند تو دلم آب میشه
ات: ( خنده)
ته ویو: وقتی کوک دست ات رو کشید و بغلش کرد اعصبانی شده بودم در حدی که اگه چیزی جلوم بود میشکوندم
یک هفته بعد :
از زبان ات: منو جنی یک هفته هست که خونه اعضایم و توی این یک هفته من هر وقت با کوک حرف میزدم چشمای ته مثل گرگه گرسنه ای میشد از چشماش میشد فهمید که چقدر عصبانیه و همش بهم تاکید میکرد با کوک حرف نزنم و نزدیکش نشم ولی دلیل رفتارش رو نمی دونستم ،،منو جنی تصمیم گرفته بودیم به خونه خودمون بریم تا یک سری به خونه بزنیم ولی به اعضا نگفته بودیم و واقعا استرس داشتم اخه ته هیچ وقت نمی زاره هیچ جایی برم وای دیونه شدم چقدر فکرو خیال میکنم بسه دیگه واقعا
ات: جنی آماده ای
جنی: آره آره بریم
ات: باش
( ات و جنی میرند پیش اعضا و قضیهرو تعریف میکند)
جنی: شوگا میزاری برم
شوگا: ات مواظب جنی هستی
ات: معلومه که هستم
جنی: یعنی میزاری
شوگا: معلومه عشقم
جنی: ( میره و لب شوگا رو میبوسه )
شوگا( خنده )
ات: ته تو چی میزاری برم
ته: نه
ات: ولی فقدر یک شبه
ته: نفهمیدی چی گفتم نهههههه( داد بلند)
کوک: سر ات داد نزن
ته: تو سرت تو زندگیه خودت باشه فهمیدی ( دست ات رو میگیره )
ات: ( دست تهیونگ رو پس میزنه ) ولم کن از اولم نباید باهات وارد رابطه میشدم
ته: آره کاش نمیشدیم
ات: ( گریه ) جنی بریم
جنی : ات آروم باش
ات: من آرومم بریم
.
جنی : بچه ها خداحافظ
اعضا: مواظب ات و خودت باش
جنی : باش
اعضا: خدانگهدار
ته ویو : وقتی اون حرفا رو به ات گفتم اصلا دست خودم نبود نمیدونستم دارم چی میگم اعصابم از صبح خورد بود سر یک پرونده تو کمپانی واسه همین همش رو سر ات خراب کردم من چیکار کردم
ویو جنی: از وقتی از پیش اعضا رفتیم ات داره فقد گریه میکنه و هرچی آرومش میکنم دوباره اون صحنه ها رو یادش میاد و گریه میکنه
جنی: ات رسیدیم
ات:( گریه) .....
جنی: ات بیا پایین
ات: با هق هق باش
( ات و جنی داخل خونه)
جنی : ات برو حموم حالت بیاد سر جاش
ات: باش هققق
جنی: ات جونم آروم باش باشه برو حموم خواهش میکنم فقدر دیگه گریه نکن
ات: باش ( ات میره حموم)
جنی ویو: از وقتی رسیدیم تو خونه حس بدی دارم نمی دونم برای چی ات رو فرستادم حموم که شماره ای به گوشی ات زنگ زد ولی جواب ندادم چون ناشناس بود گذاشتم خود ات جواب بده
ات ویو: از حموم اومدم بیرون که شماره ای به گوشیم زنگ زد جوابش رو ندادم چون اصلا حوصله نداشتم ولی ول کن نبود واسه همین تصمیم گرفتم جواب بدم
ات: بله بفرماید
ته وون: سلام بیبی
ات: چی ته وون باز چی کار داری
ته وون : هیچی بیبی اومدم یک سریعی بهت بزنم ( در خونه به صدا در امد) عزیزم درو باز کن منم
جنی: ات من باز میکنم( جنی خبر نداره)
ات: نهههههه باز نکن ته وون هست
جنی: چی ته وون
ته وون : نترس عزیزم کاریت ندارم ولی اگه درو باز نکنی باید با ته کوچولوت خداحافظی کنی
ات: باشه فقدر کاری به اون نداشته باش چند دقیقه وایسا خواهش میکنم
ته وون: منتظرم بیبی ( قطع کرد )
ات : جنی یک چیزی ازت میخوام اینم اینکه میری طبقه دوم و پایین نمیاد فهمیدی.
جنی: ات من نمی تونم تو رو تنها بزارم
ات: خواهش میکنم جنی به حرفام گوش کن
جنی: اگه اتفاقی برات بیفته چی
ات: هیچی نمیشه باشه
جنی : باشه ( بغض )
ات : برو بالا
ویو ته
ادامه داره 🥰🥲💗
حمایت یادتون نره پارت بعد رو خیلی زود براتون میزارم تنکیو بای بای🤗🤎💜
کوک : حالت خوبه کاریت نشده
ات: نه کوک حالم خوبه( خنده)
کوک: ات قضیه رو تعریف کن ببینم چی شده توروخدا( مظلوم)
ات: باشه تعریف میکنم( خنده)( قضیه رو تعریف میکنه )
کوک؛ خداروشکر بهت آسیب نرسوند
ات: آره
کوک: ات من یعنی ما همیشه پیشتیم باشه
ات: باشه کوکی
کوک: میدونی وقتی هنوزم کوکی میگی قند تو دلم آب میشه
ات: ( خنده)
ته ویو: وقتی کوک دست ات رو کشید و بغلش کرد اعصبانی شده بودم در حدی که اگه چیزی جلوم بود میشکوندم
یک هفته بعد :
از زبان ات: منو جنی یک هفته هست که خونه اعضایم و توی این یک هفته من هر وقت با کوک حرف میزدم چشمای ته مثل گرگه گرسنه ای میشد از چشماش میشد فهمید که چقدر عصبانیه و همش بهم تاکید میکرد با کوک حرف نزنم و نزدیکش نشم ولی دلیل رفتارش رو نمی دونستم ،،منو جنی تصمیم گرفته بودیم به خونه خودمون بریم تا یک سری به خونه بزنیم ولی به اعضا نگفته بودیم و واقعا استرس داشتم اخه ته هیچ وقت نمی زاره هیچ جایی برم وای دیونه شدم چقدر فکرو خیال میکنم بسه دیگه واقعا
ات: جنی آماده ای
جنی: آره آره بریم
ات: باش
( ات و جنی میرند پیش اعضا و قضیهرو تعریف میکند)
جنی: شوگا میزاری برم
شوگا: ات مواظب جنی هستی
ات: معلومه که هستم
جنی: یعنی میزاری
شوگا: معلومه عشقم
جنی: ( میره و لب شوگا رو میبوسه )
شوگا( خنده )
ات: ته تو چی میزاری برم
ته: نه
ات: ولی فقدر یک شبه
ته: نفهمیدی چی گفتم نهههههه( داد بلند)
کوک: سر ات داد نزن
ته: تو سرت تو زندگیه خودت باشه فهمیدی ( دست ات رو میگیره )
ات: ( دست تهیونگ رو پس میزنه ) ولم کن از اولم نباید باهات وارد رابطه میشدم
ته: آره کاش نمیشدیم
ات: ( گریه ) جنی بریم
جنی : ات آروم باش
ات: من آرومم بریم
.
جنی : بچه ها خداحافظ
اعضا: مواظب ات و خودت باش
جنی : باش
اعضا: خدانگهدار
ته ویو : وقتی اون حرفا رو به ات گفتم اصلا دست خودم نبود نمیدونستم دارم چی میگم اعصابم از صبح خورد بود سر یک پرونده تو کمپانی واسه همین همش رو سر ات خراب کردم من چیکار کردم
ویو جنی: از وقتی از پیش اعضا رفتیم ات داره فقد گریه میکنه و هرچی آرومش میکنم دوباره اون صحنه ها رو یادش میاد و گریه میکنه
جنی: ات رسیدیم
ات:( گریه) .....
جنی: ات بیا پایین
ات: با هق هق باش
( ات و جنی داخل خونه)
جنی : ات برو حموم حالت بیاد سر جاش
ات: باش هققق
جنی: ات جونم آروم باش باشه برو حموم خواهش میکنم فقدر دیگه گریه نکن
ات: باش ( ات میره حموم)
جنی ویو: از وقتی رسیدیم تو خونه حس بدی دارم نمی دونم برای چی ات رو فرستادم حموم که شماره ای به گوشی ات زنگ زد ولی جواب ندادم چون ناشناس بود گذاشتم خود ات جواب بده
ات ویو: از حموم اومدم بیرون که شماره ای به گوشیم زنگ زد جوابش رو ندادم چون اصلا حوصله نداشتم ولی ول کن نبود واسه همین تصمیم گرفتم جواب بدم
ات: بله بفرماید
ته وون: سلام بیبی
ات: چی ته وون باز چی کار داری
ته وون : هیچی بیبی اومدم یک سریعی بهت بزنم ( در خونه به صدا در امد) عزیزم درو باز کن منم
جنی: ات من باز میکنم( جنی خبر نداره)
ات: نهههههه باز نکن ته وون هست
جنی: چی ته وون
ته وون : نترس عزیزم کاریت ندارم ولی اگه درو باز نکنی باید با ته کوچولوت خداحافظی کنی
ات: باشه فقدر کاری به اون نداشته باش چند دقیقه وایسا خواهش میکنم
ته وون: منتظرم بیبی ( قطع کرد )
ات : جنی یک چیزی ازت میخوام اینم اینکه میری طبقه دوم و پایین نمیاد فهمیدی.
جنی: ات من نمی تونم تو رو تنها بزارم
ات: خواهش میکنم جنی به حرفام گوش کن
جنی: اگه اتفاقی برات بیفته چی
ات: هیچی نمیشه باشه
جنی : باشه ( بغض )
ات : برو بالا
ویو ته
ادامه داره 🥰🥲💗
حمایت یادتون نره پارت بعد رو خیلی زود براتون میزارم تنکیو بای بای🤗🤎💜
- ۳۳.۷k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط