میـــــگن چرا انقدر غمـــــگین می نویسی•••
میـــــگن چرا انقدر غمـــــگین می نویسی•••
افسرده میـــــشیم•••
ببخشـــــید•••
حق باشـماست•••
چندخطی مینویســـــم•••
بخند•••
ســـــاده بودم•••
خیلی ســـــاده•••
به همه محبت کردم…بی محبـــــتی هارا زود فراموش کردم•••
اماسادگی ام رانـــــشانه گرفتند•••
و زمینـــــم زدند ••• بخند •••
اولین باربود که عاشـــــق شدم•••
از هستی ام مایه گـــــذاشتم.•••
به حدمـــــرگ می پرستیدمش•••
فکر میکردم از عشق سیـــــراب شود می ماند•••
اما ازمن ســـــیر شد و رفت•••
خنـــــده دار است•••
بـــــخند
از غرورم گذشـــــتم•••
التمـــــاسش کردم•••
التماس برای نرفتنش…التماس برای بودنـــــش•••
التماس برای بادیگـــــری نرفتنش•••
اما خندید و رفت•••
بخند () کنـــــارم بود•••
باتمام وجود حس کرده بودم که مرا نمیخـــــواهد•••
از نگاهش…از نگرفتن دستانم•••
دنیابر سرم آوار میــــــــــشد وقتی صدایش میزدم و نمیگفت جانم•••
اینها خنده دار اســـــت•••
بــــــــــخند تنهایم گذاشت•
بخند
افسرده میـــــشیم•••
ببخشـــــید•••
حق باشـماست•••
چندخطی مینویســـــم•••
بخند•••
ســـــاده بودم•••
خیلی ســـــاده•••
به همه محبت کردم…بی محبـــــتی هارا زود فراموش کردم•••
اماسادگی ام رانـــــشانه گرفتند•••
و زمینـــــم زدند ••• بخند •••
اولین باربود که عاشـــــق شدم•••
از هستی ام مایه گـــــذاشتم.•••
به حدمـــــرگ می پرستیدمش•••
فکر میکردم از عشق سیـــــراب شود می ماند•••
اما ازمن ســـــیر شد و رفت•••
خنـــــده دار است•••
بـــــخند
از غرورم گذشـــــتم•••
التمـــــاسش کردم•••
التماس برای نرفتنش…التماس برای بودنـــــش•••
التماس برای بادیگـــــری نرفتنش•••
اما خندید و رفت•••
بخند () کنـــــارم بود•••
باتمام وجود حس کرده بودم که مرا نمیخـــــواهد•••
از نگاهش…از نگرفتن دستانم•••
دنیابر سرم آوار میــــــــــشد وقتی صدایش میزدم و نمیگفت جانم•••
اینها خنده دار اســـــت•••
بــــــــــخند تنهایم گذاشت•
بخند
- ۲.۲k
- ۲۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط