ببخشید که دیر شد
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part61
رامو کشیدم که برم
از موهام گرفت و سرمو کشید عقب
من:اخخ ولم کن مرتیکه
آراد:خفه شو
مچ دستمو گرفت و تند تند از پله ها میرفت بالا در اتاقو باز کرد وپرتم کرد
درو بست و جلوی در وایستاد
آراد:خوب بجم
من:چیکار کنم؟
آراد:لباستو عوض کن سریع زود تندد
من:برو بابا
آراد:نفس انقد رو مخ من را نروعا دیوونم میزنم ناکارت میکنما
از کنار در اومد اینور که بیاد سمت من دوییدم سمت در همین که دستگیرشو گرفتم
جلوی درو گرفت
دادزدم:کمکک
آراد:خفه شو بیا برو اونطرف
من:نمیرم ولم کن
ای خدا بابای من چی تو تو دیده که منو میخواد بده به تو
آراد:زندیگشو نفس جان زندگیششش
من:چیی؟
آراد:هیچی ولش کن من الان هرچی که توضیح بدم نمیفمی
... ..
#part61
رامو کشیدم که برم
از موهام گرفت و سرمو کشید عقب
من:اخخ ولم کن مرتیکه
آراد:خفه شو
مچ دستمو گرفت و تند تند از پله ها میرفت بالا در اتاقو باز کرد وپرتم کرد
درو بست و جلوی در وایستاد
آراد:خوب بجم
من:چیکار کنم؟
آراد:لباستو عوض کن سریع زود تندد
من:برو بابا
آراد:نفس انقد رو مخ من را نروعا دیوونم میزنم ناکارت میکنما
از کنار در اومد اینور که بیاد سمت من دوییدم سمت در همین که دستگیرشو گرفتم
جلوی درو گرفت
دادزدم:کمکک
آراد:خفه شو بیا برو اونطرف
من:نمیرم ولم کن
ای خدا بابای من چی تو تو دیده که منو میخواد بده به تو
آراد:زندیگشو نفس جان زندگیششش
من:چیی؟
آراد:هیچی ولش کن من الان هرچی که توضیح بدم نمیفمی
... ..
- ۶.۳k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط