پارت ۳۱

سرنوشت پیش می‌آید









[-----------:)
[پارت۳۱)
[-----------:)




ویو دلین :
صبح با بوسه های خیسی که پشت گردنم گذاشته می‌شد از خواب بیدار شدم


دلین : هوممم این چیه ( هنوز تو حالت خواب بودم برگشتم و بدون اینکه بفهمم چی شده رفتم تو بغلش و سرم رو گذاشتم رو سینش )


جونگ کوک : هنوز خوابت میاد خانممم


دلین : ولم کن خوابم میاد ( خوابالو *


جونگ کوک : میدونی امروز چه روزیه
هومم امروز عروسیمونه
خانم کوچولو ( پوزخند )


دلین : بعد از اینکه گفت امروز عروسیمونه مثل برق گرفته ها خشک شدم چند دقیقه طول کشید وه به خودم بیام و بعدش یهو سرم رو از روس سینش برداشتم و گفتم



دلین : چییییییی


جونگ کوک: خانمممم امروز عروسیمونه ( بلند شد و رفت تو حموم ) اگه میخوای میتونی با من بیای حموم ( پوزخند )



دلین : خفه شو فقط خفه شو ( عصبانی )



اجوما : خانم جوان لطفا تشریف بیارید میکاپ
ارتیستتون اومده



دلین : باشه 3 برو


دلین ویو :
دوباره شروع شد دوباره شروع شد
من نمیخوام هر طور شده باید فرار کنم
دل رو میزنم به دریا هر چی هم شد شد ولش کن
پاشدم و لباسم رو عوض کردم و به سمت اتاقی که اجوما گفته بود رفتم
وارد اتاق شدم و رو صندلی نشستم

میکاپ ارتیست رو با ( م ) نشون میدم


م : خب خانم موهاتون رو چطور درست کنم


دلین : عاممممم نمیدونم
باز باشه


م : چشممم

و شروع کرد به آماده کردن من



شرط

۵ لایک

۱۰ کامنت

۵ ریپست
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۳۷

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط