fake kook part*23

👨🏻‍⚕️: تسلیت میگم
کوک: نمیشد میسوهم بمیره
👨🏻‍⚕️: بله
کوک: هیچی خب من برم
👨🏻‍⚕️: باشه
کوک رفت
کوک: مامان
م.ک: حالش چطوره
کوک: بچه مرده
م.ک: چی امکان نداره میسو خودش خوبه
کوک: آره
م.ک: این خبر چطور بهش بگیم
کوک: میگیم یه جوری
تو حیاط بیمارستان بودم یکی اومد پیشم
کوک: ا.ت باورم نمیشه دوباره میبینمت هنوز خوشگلی
ا.ت: بله؟
کوک: خودت نزن به اون راه
ا.ت: چیداری میگی برات مهم نیست بچت مرده
کوک: نه اخه چرا مهم باشه
ا.ت: یعنی چی نمیدونم اگه میسو بفهمه خیلی ناراحت میشه
کوک: بشه من چیکارش دارم گوشیت داره زنگ میخوره
ا.ت: الو هانی
هانی: الو سلام خواهر عزیز شنیدم مالزی
ا.ت: آره
هانی: خب چخبر کجایی
ا.ت: بیمارستان
هانی: چه خوب
کوک: هانیه
هانی: کی بود این
ا.ت: داداش بعد برات زنگ میزنم خب خداحافظ
هانی: باشه خداحافظ
کوک: چیشد
ا.ت: نمیتونستی حرف نزنی
کوک: خب چیشده ادرس خونتو نمیدی بهم امشب بیام پیشت
ا.ت: خفه شو
از بیمارستان رفتم خونه پیش دوستام
دوستام: ا.ت چطور بود
ا.ت: بدک نبود ولی باید برگردیم
کره
دوستام: خب چرا
ا.ت: تروخدا سوال نپرسید میخوام برم
دوستام: باشه

#کوک
#فیک
#سناریو
#فیک_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۳)

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

P7 .PRISON MAFIA.

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

تکپارتی جونگ کوک

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط