پارت ۱۱

هینا رفت لباس پوشید (اس ۲)*
ویو راوی : هینا یواشکی رفت داخل اتاق سانزو بعد یهویی گفت پخخخخ
سانزو : خب ؟
هینا : نترسیدی ؟
سانزو : چرا از جوجه ای به ضعیفی و ناتوانی تو بترسم ؟
هینا : من جوجه نیستم
سانزو : برو بیرون می‌خوام لباس بپوشم
هینا زیر لب : پشمک
سانزو : چیزی گفتی
هینا : نه
۱۵ دقیقه بعد*
سانزو لباس پوشید (اس ۳)*
هینا : بالاخره اوم.....دی
سانزو : خودم میدونم جذابم لازم نیست اینجوری نگام کنی
هینا : آره مخصوصاً با این خشتک پاره
سانزو : چی ؟!
هینا اشاره به پایین *
سانزو سریع می‌ره عوض می‌کنه میاد *
داخل ماشین :
هینا : مایکی
مایکی : بگو
هینا : شما مگه بونتن نیستین
مایکی : چرا هستیم
هینا : پس چه جوری میخوای بریم خرید؟
مایکی : ما پاساژ خودمون رو داریم که البته با شریک های کاریمون ازش استفاده میکنیم
هینا : پول کوکو مفتع دیگه
مایکی : تو از کجا میدنی پاساژو کوکو ساخته ؟
هینا تو ذهن : نمی تونم بگم شما انیمه هستین و من به انیمه تناسخ کردم
هینا : ام.......خب خودش گفت از همه پولدار تره واسه همین اینجوری حدس زدم
مایکی با نگاه شکاک *
هینا عرق *
مایکی نگاه شکاک *
هینا عرق *
مایکی : که اینطور
هینا تو ذهن : اخیش اگه میفهمید کلکم کندس





چه حسی داره جدیدا زود زود پارت میدم قدرمو بدونید 🤌😌حمایت ها خیلی خیلی کم شده 🥲ولی من با این حال سعی میکنم هر موقع گوشی دستم بود پارت بدم اگه حمایت ها زیاد نشه دیگه پارت نمی‌دم پس حمایت کنید و نظر بدید 🥹🙏
دیدگاه ها (۳)

کسخلان گروگان

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

عشقی حقیقی

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

چند پارتی

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:ادامه پارت ۲۴ [دید جونگکوک]از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط