رمان شراکت اجباری پارت دوم

خوب حالا نوبت راضی کردن آقاجون بود
خودم رو به تختش رسوندم، مثل اینکه خواب بود، یا شایدم نیمه هوشیار بود،آخه همیشه عادت داشت اینجوری بخوابه.
هنوز چند قدم بر نداشته بودم که تونی خورد!
پوف دختر توکه اینقدر ازش میترسی ،مگه مجبوری موقع خواب بیای سر وقتش؟مگه پدر بزرگت ترس داره؟
هنوز درگیری هام با خودم تموم نشده بود که با صدای اهم و اوهومی توجهم جلب شد.
-اه چته دختر؟خوابم رو گرفتی،د آخه من چند بار بگم ؟
قیافه ام رو مظلوم کردم.
-خب آخه آقاجون کارت داشتم.
عینکش رو از رو عسلی برداشت و روی دماغش جا داد.آروم به پشتی صندلی تکیه داد و پاهاش رو دراز کردو در حالی که کتابی از داتایوسکی دستش گرفته بود،نیم نگاهی از زیر عینک به من انداخت.
-خب میشنوم.
صدام رو صاف کردم:راستش دوستم رونیکا...
با شنیدن اسم رونیکا فورا چین ریزی بین ابروهاش افتاد.
رونیکا راست میگفت،حتی به اسمش هم آلرژی داشت،خدا لعنتت کنه که من رو تو این مخمصه انداختی.
-خب دختر اگه درگیریت تموم شد خرفت رو بزن.
آروم تر گفتم:امشب میخوام با رونیکا برم مهمونی.
-مهمونی؟
-یکی از دوست هامون قراره برای همیشه بره پاریس،مهمونی گرفته.
-همون گودبای پارتی دیگه؟
خنده ریزی کردم،آقاجون از کجا میدونست؟
-آره همون
-نه نمیشه بری
اینقدر با تحکم گفت که خواستم برگردم و کلا بی خیال بشم.
دستم رو دستگیره در نشست که احساس کردم صدای خنده می آد.سریع به سمتش برگشتم که دیدم داره میخنده.
با حرص گفتم:آقاجون چرا می خندی؟
-دختر ،حالا گفتم نه ولی من انقدر ترسناکم که حاضر نیستی یکم ناز کنی؟
دیدگاه ها (۱)

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

the missing link part¹³همون موقع گوشی ووجین زنگ خوردعصبی با ...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

انتقام یا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط