{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

unknown

unknown
part¹³




همون موقع گوشی ووجین زنگ خورد


عصبی با صدای آروم جواب داد

ووجین: الو، عوضی . معلومه تا الان کدوم گوری بودی که اینقدر طول کشید ...الان کجایید


سوهی که دید حواسش پرت شده آروم رفت به سمت گوشیش ، گوشی رو برداشت و سریع شماره پلیس رو گرفت ،ووجین که فهمید گوشیش رو پرت کرد و به سمت سوهی دوید

سوهی با فکی لرزان و بدنی یخ زده از ترس به محض اینکه پلیس جواب داد گفت


سوهی: الو ....الو



ووجین همون لحظه گوشی رو از دستش کشید و تماس رو قطع کرد ، خیالش که از بابت گوشی راحت شده بود رو کرد به سوهی



ووجین : مگه بهت نمیگم خفه خون بگیر لعنتی ، چرا حرف آدم حالیت نمیشه


همینکه خواست به سمت دختر بره گوشیش دوباره زنگ خورد



جیمین : پسر ما پایینیم ، خودت رو بپوشون و بیا ، فقط با دختره میخوای چیکار کنی


ووجین همونطور که به دختر زل زده بود تا دست به کار دیگه ای نزنه جواب داد




ادامه دارد..




#فیک
#فیکشن
#fake
دیدگاه ها (۰)

unknown part¹⁴ووجین : با خودم میارمش بلافاصله به سمت دختر رف...

من ابسسد این ترکیبم بنگتن قصد جونمون رو کرده

unknown part¹²ووجین با یه حرکت یکی از ابزار های دندونپزشکی ر...

اخقلبم

unknown part¹¹ووجین چون زخمی بود قدرت زیادی نداشت و سوهی با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط