{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part13

part13

امپراطور.تهیونگ اون خانم جوان همون خانمی نیستند که من برای انتخاب همسر برگزیده ام چرا امروز اینجا امدید
تهیونگ.امروز آمدم در باره همین چیز با شما حرف بزنم
امپراطور.تمام خدمه ها بیرون باشید همههه
خب پسرم بنشین
تهیونگ.پدرجان شما نمیتوانید با مین هی ازدواج کنید
امپراطور.چرا
تهیونگ.چونکه طبق قوانین قصر هر کسی که زخم عمیقی بر بدنش داشته باشد نمی‌تواند با امپراطور این سرزمین ازدواج کند
امپراطور.یعنی این دختر جوان زخم عمقی بر بدنش دارد
تهیونگ.بله روی کف دست سمت چپش زخم عمیقی دارد
امپراطور.تهیونگ دختر جوان چیزی هست که باید به شما بگم من اصلا راضی نبودم که با این دختر جوان ازدواج کنم اما ملکه با این دختر یک مشکلی از خاندانش دارندکه میخواهد انتقامش را از این دخترک بگیرد برای همین من نخواستم که او آسیب ببیند و مجبور به انجام همچین کاری شدم
مین هی.ولی عالیجناب من دخترکی بیش نیستم شما چرا اصرار به محافظت از من دارید
عالیجناب.به زودی دلیش را میفهمی حالا که فردی مثل تهیونگ پذیرفته که از تو محافظت کنه من هم از ازدواج صرف نظر میکنم
عالیجناب.راستی تهیونگ‌ دختر به این زیبایی در نظر دارم که در آینده تو با او ازدواج کنی
مین هی و تهیونگ.چیییی
عالیجناب.😂 بسیار خب شوخی کردم حالا میتونید برید
تهیونگ.عالیجناب درخواستی از شما دارم
عالیجناب.بگو
تهیونگ.ازتون می‌خوام که مین هی رو به بخش اقامتگاه من منتقل کنید
مین هی.با حرفش یک نیشگون ازش گرفتم آروم گفتم *چی میگی
عالیجناب.لازم به این کار نیست اون الان یک بانوی قصره که وسایلش را در اقامتگاه لیجو آماده کردم
تهیونگ.لیج...لیجو اقامتگاه من
عالیجناب.درسته
مین هی.ولی سرورم شما چرا اینکار را برای من انجام میدهید
عالیجناب.این را یک هدیه در نظر بگیر
مین هی.هدیه ولی من کار انجام ندادم
عالیجناب.در آینده میفهمی حالا برو به اقامتگاه جدیدت
تهیونگ.بریم
ویو موقعی دارن راه میرن
مین هی.چقدر پدرت مشکوک شده خودم به خودم شک کردم که کیم
تهیونگ.اینقدر فکر نکن کلت ازش دود بلند میشه
*ملکه اینجا میاد*
دیدگاه ها (۰)

part 14مین هی*ملکه اومد ذهنم درگیر بود چرا باید با من مشکل د...

part15یک هفته بعدندیمه1.بانوی من شما نمیتوانید برید بیرونندی...

part 12فردامین هی.از خواب بلند شدم که دیدم تهیونگ نیست سریع ...

سلام به همگی من بعد از مدتی آمدم و متاسفم که فعالیتم. قطع شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط