{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت؟؟

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت؟؟؟ گفت : جایی که میری مردمی داره که میشکنند نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری .. قلب میذارم که جا بدی .. اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم " احمد شاملو "
دیدگاه ها (۴)

وقتي با تو سخن ميكويم حسودي اش مي شود خورشيد زيرا تا به حال ...

سلام

پادشاهی دریک شب سرد زمستانی درکاخ به یکی از نگهبانان برخورد....

ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ 1 ﺩﻓﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﭼﯽ؟ﻣﻦ : ﻫﯿﭽﯽﺩﺧﺘﺮﻩ : ﭼﯽ؟ﻣﻦ :...

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:4یونا:اره مامانی توروخدا ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

عاشقانه های شبنم

امروز تولد بینیه:)):چانگبین عزیزم تولدت مبارک… 🤍نمی‌دونم چطو...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

برده عمارت جئون

پسر بد (53)

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p2هیوجین: اومممم، اگر یهو ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³²(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط