از خواب میپرم ، میشینم .

از خواب میپرم ، میشینم .
سرت و بذار رو سینم...اینو مَردِ میگه . بغض میکنم ، میگه چیزی نشده بخواب .
تو خودم جمع میشم میگه بخواب . میلرزم ، بلند میشه پتو رو میکشه رو سرم . اشکم سُر میخوره ، میگه با کی؟ بهش نگاه نمیکنم ، میشینه رو تخت ، دستشو دراز میکنه میگه چِته؟
موهامو از صورتم میزنه کنار ، پاهاشو قلاب میکنه دور کمرم سرشو میذاره رو شونه ام ، شروع میکنه با دهن بسته یه ملودی و تکرار کردن ، با انگشتاش رو تنم پیانو میزنه .
سرمو میذارم رو سرش ، میگه همین؟ میگم خواب دیدم ، میگه میدونم باز خوابمو دیدی ، میگم سخت بود ، میگه هر روز صبحمون همینه ِ.
میگم میترسم ، میگه یه کابوسو یک سال تموم دیدن ترسم داره .
میگم با اسب بودی ، میگه یه گله ی اسب ، میگم اسبت چه رنگی بود؟ میگه مشکی ، میگم نمیشد دیدِت ، میگه گرد و خاک صورتمو پوشونده بود...
میگم نری یهو ، شروع میکنه به سوت زدن .
میگم با توام نری یهو...
میگه اسبا رَم کردن تو فرار میکردی ،
میگم نه این دفعه فقط وایسادم به نگاه کردنت.
میگه بهم میومد سوار اسب باشم؟ میگم خیلی .
میگه برات اسب میخرم ، میگم که باش بهم حمله کنی؟
میگه تو مثه کشورایی شدی که اول خودشون جنگو شروع میکنن وسطش کم میارن .
میگم خسته نشدی از این مثال ؟
یه مثال جدید بزن .
میگه کسی میدونه منو اینجا راه دادی؟
میگم قایمت کردم .
میگه پس همه میدونن .
میگم همه جز اون یه نفر .
سرشو میاره بالا میگه خری دیگه. میگم چیکار میتونستم بکنم .
میگه بسِ پاشو برو ، اصلا نمیفهمی آدم ربایی چقدر حبس داره.
میگم یه عمرِ پیشِت دارم حبسشو میکِشم ، بَس نیس برام؟
میگه کجاشو دیدی ، خونوادم بفهمن کارِت دراومده .
میگم خب باشه من حبس ، توام کنارم ، میگه باشه حبس ابد برا هردومون ، ولی کاش تا آخرش فقط همینجا. میگم پاشو برو پاش بیفته خودت منو لو میدی...
میگه مثل اینکه یادت رفته من 6 ماه از خونه نمیومدم بیرون برای من که کاری نداره ، حالا بخواب قبل اینکه کسی پیدامون کنه.
میگم پیدا کردن دوتا آدم که همو کُشتن مجازاتش چیه؟
میگه عقدشون میکنن که اون دنیا به هم محرم باشن ، حالا میخوابی یا نه؟ خوابیدم ، بیدارم نکن .
چشماشو میبنده باز شروع میکنه همون ملودی و تکرار کردن ...
میگه موسیقی متن یعنی همین ...





"ناشناس"
دیدگاه ها (۱)

Your eyesمیخوام رمان بنویسم و تو این رمان چویا و دازای هر دو...

عاشقانه های شبنم

رمان عشق و انتقام

پارت اولعلامت ا/ت + علامت جونکوک-ویو صبح:ا/ت با آلارم گوشیش ...

ریدم این اهنگه چقدر به ایچیگو میاد_😭✨چقدر امروز عن بود چقدر ...

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و p27خلاصه هیونجین اومد ناه...

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط