#خدایا؛

#خدایا؛
#گاهی_مرا_در_آغوش_بگیر...
وقتی در محاصرهٔ مشکلاتم و تنها پناهگاهم تویی.
وقتی تمام تلاشم را کرده‌ام، خسته‌ام و دلم کمی سکوت می‌خواهد،
کمی آرامش، کمی تسکین.
بیخبر از راه برس و مرا بغل کن.
باور کن آدمِ جا زدن نیستم!
اما از یک جایی به بعد، بگو که با هم درستش می‌کنیم.
از یک جایی به بعد، خودت برایم معجزه کن!

#الهی_آمین🤲
دیدگاه ها (۶)

اللهم اشف کل مریض بحق مولانااباالحسن علی بن موسی الرضا

عاشقانه های شبنم

خاطراتِ معلق در نور

پرنسس ناخواسته

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

از دشمنان تا عاشقان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمی‌رسید...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط