اورلورا

پارت ۲۸
زینگ زینگ
تهیونگ. کیه؟
الکس(دوست پسر دنیلا و همه قضیه دنیلا تهیونگو میدونه)
الکس. اووو سلام تهیونگگگ خوبی پسر
تهیونگ. من شمارو میشناسم؟
الکس اها معرفی نکردم برادر دنیلا هستم الکس(دروغ میگه)
تهیونگ. اها خوشبختم
دنیلا یبار باید بیام خانوادتو معرفی کنی بهم
دنیلا. اوکی حالا الکس بیا تو
الکس. اوکی
تهیونگ. خب الکس راستش من و دنیلا بچه داریم
الکس. اوه واقعاااا چند هفتشه؟
تهیونگ. ۲ هفته
الکس. و در مورد لورا هم شنیدم میخوای چیکارش کنی؟
تهیونگ. معلومه دیگه اولش باهاش ازدواج میکنم بعدشم قدرتشو میگیرم طلاقش میدم
الکس. خوبه
دنیلا. خب بیاید شام

عمارت تهیونگ ساعت ۸ شب
کای. هییی لورا
لورا. جانم
کای. یه خبر بدددد

....
خ م ا ر ی
شب ۲ پارت میزارم
دیدگاه ها (۷)

گل خونی پارت 56 @ منم مادرمت - خالع خب اونم بیاد @ باشع عزیز...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

آبنبات تلخ

پارت ۷ نامجون : خب پس بفرمایید تو ماپیتزا سفارش دادیم میخوری...

[پارت 20] ا/ت: تهیونگ میگم مگه بیدارت کردم تهیونگ: ن چون اصل...

فیک نویس ( پارت ۸ )مایل به پارت بعدی؟؟؟جولیا: کای دارم میام ...

رمان اشفتگی پارت ۳۹(ویو نیا) داشتیم حرف میزدیم ک زنگ عمارت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط