فیک نویس ( پارت ۸ )

فیک نویس ( پارت ۸ )
مایل به پارت بعدی؟؟؟

جولیا: کای دارم میام تو اتاقت

کای: تا اون کاری که میگم رو انجام میدی یا میبنه که ما باهم روی یه تخت هستیم

دالیا: باشه پس بگو بره

کای: دارم لباس عوض میکنم نیا

جولیا: پس اینجا منتظرت میمونم

کای: یه کیس از لبای دالیا گرفتم که

جولیا: کسی توی اتاقت است

کای : نه
اگه میخوای صدامون رو نشنوه پس اروم

دالیا: مدرسمون دیر میشه ول کن بزار برای شب

کای: باشه الان ولت میکنم ولی عوض شب طولانی در پیش داریم

دالیا: تو اول برو بیرون اون رفت منم میام بیرون

کای: باشه پس خودت برو مدرسه

دالیا: اوکی

مدرسه.....

نوا: چرا لبت سفید چشده دالیا

نوا دوست خیلی صمیمیه دالیا هست

دالیا: امروز حالم زیاد خوب نیست سر همین سفیده

نوا: راستی به کای گفتی که چه احساسی بهش داری

دالیا: اون دوست دختر داره من براش بی اهمیت هستم

نوا: اها

دالیا: راستی یه پسر بهم معرفی کن به عنوان دوست پسرم معرفی کنم

نوا: چراا!!

دالیا: می خوام حرس کای رو دربیارم

نوا: فردا میاد باهاش اشنا بشی

دالیا: باشه
ولی کاش امروز بود که کای شب ولم کنه😮‍💨😬

شب......

ممنون که تا اینجا خوندی زیبا🎀💗 اگر خوشت اومد لایک کن💋 لایکا به ۲۰ برسه پارت ۹ رو میزارم🫐💜
دیدگاه ها (۲۸)

عشقی حقیقی

پارت ۲

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

اورلورا

عشقی حقیقی

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت ۲۸

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط