وضو می گیرم... صدای تپش های قلبم را نیز می شنوم...حس وحال

وضو می گیرم... صدای تپش های قلبم را نیز می شنوم...حس وحال عجیبی دارم اشتیاق قلبم برای به تو رسیدن مرا به جنون رسانده...سجاده را باز میکنم بوی عطر سجاده ام فضا را پرمیکند...انتظارم لبریز شده بی اختیار رو به خانه ی معشوقم می ایستم برای گفتن تکبیره الاحرام دست هایم را بالامیبرم فکر میکنم دیگر در این دنیا نیستم و فقط وجود تو را حس میکنم... با خواندن حمد و توحید می خواهم تو راستایش کنم تویی که بالاتر از ادراک منی..در رکوع قامتم در مقابل عظمتت خم میشود.. سجده میکنم به جبران تمام محبت های بی پایانت...در قنوتم دست هایم را به سمتت دراز میکنم به سمت تویی که ستار العیوبی و ...دعاهایم را در قنوتم یکی یکی می شمارم شاید زیاد باشد اما این را میدانم که تو آنقدر بزرگ هستی که بهدعاهایم دست رد نزنی....در سلام نمازم رو به رویت می نشینم ولی خدای من به جای خداحافظی در اتمام نمازم باز هم به تو سلام می کنم زیرا این پایان این حس زیبا نیست...
دیدگاه ها (۴)

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

پارت ۱۲

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

https://wisgoon.com/kookjkooo‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌بودن تو برای ...

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

تولدت مبارک کوکی جونم

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط