سلام به همه دوستان

سلام به همه دوستان
در این چهار روزی که در عراق بودیم موارد زیادی دیدم که دوست دارم برای شما تعریف کنم:😊
_ از ماموران ورودی مرز عراق که وقتی می دیدن ما بچه کوچیک باهامون هست برامون یه گیت مجزا درنظر گرفتن تا سالمندان و مادرانی که نوزاد دارن از اون مسیر عبور کنن😍.
_ از موکب های مسیر سامرا که در اون نوجوانان و کودکان زیادی رو دیدم که بدون اینکه خم به ابرو بیارن و با روی باز ظرف غذا و چای زوار رو که تو چادرها رها کرده بودن جمع می کردن و با نگاه محبت آمیز اونا رو بدرقه می کردن.❤️
_ از راننده های عراقی که بخاطر بچه کوچیک توی ماشین لحظه ای هم کولر ماشین شون رو خاموش نمی کردن با وجود اینکه سوخت رو خیلی گرون تر ازما می خرن .🌺
_ از خانم های مهمان نواز عراقی که با هزار ایما و اشاره اوج علاقه شون رو به زوار بیان می کنن
_ از اون خانم ایرانی که تو صف غذا بچه مو بغل کرد و گفت یه کم هم ما بچه تون رو نگه داریم تا خستگی در کنین .
_ از سرباز ایرانی که ساک خانم مسن رو براش می برد .
_ از خانم باردار افغانی که ما رو به خونه خودش در نجف راه داد و ازمون پذیرایی کرد 🤰
_ از خانواده های عراقی که با دل و جون تمام اتاق ها و سرویس بهداشتی و حمام خود رو در اختیار زائران گذاشتن.
_ از خانم هایی که با نگاه کردن به آسمون میان تو صف غذا یا سرویس های بهداشتی جلوی ما می ایستن و به روی خودشون نمیارن که صفی در کار هست😅
_ از خانم ایرانی که حاضر نشد ذره ای خودش رو جابجا کنه تا من کفشم رو زیر قفسه بذارم😳و مجبور نباشم تو صف کفشداری بایستم.
_ از اون خانمی که وقتی راننده عراقی ما رو به خونه شون برد دوتا خوراک گوشت خورد و در خونه خنک و زیبای فرد عراقی نماز خوند و استراحت کرد و موقع برگشت گفت همونقدر که اینا از ما متنفر هستن ما هم ازشون متنفریم 😔😟، در حالیکه راننده عراقی چند لحظه قبل بهمون گفت شما در قلب ما جا دارین
و کرایه راننده رو هم کامل بهش نداد .
_ از جوان سر به زیر عراقی که تو ون حاضر شد رو صندلی خراب بشینه و موقع پیاده شدن کرایه هر ده نفر رو پرداخت کرد.
و ... موارد دیگه
فقط دوست دارم بگم اگر برا روزهای آخر صفر چند میلیون عراقی وارد خاک ایران بشن و بخوان به زیارت امام رضا برن چند نفر از ما حاضریم اون ها رو به خونه خودمون ببریم یا حتی تو خیابون یا موکب ها ازشون پذیرایی کنیم ؟😢🧐🧐
البته اگر بیخیال شایعات صیغه و اینجور چیزا هم بشیم که فکر نکنم بشیم !!!

«خاطرات مادر و فرزندی سفر اربعین خواهر عزیزم»
واقعا چقدر حاضریم این حجم از زائر رو در کشورمون تحمل کنیم ؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

کنسرت میا

the missing link part¹⁹سوهی: تو نارا رو از کجا میشناسیجونگکو...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

𓆩 پارت ۷۱ 𓆪 🖤جیمین با عصبانیت گوشی رو محکم توی دستش گرفت.ـ ا...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط