{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم

نمیدانم
فقط امدم بگم منصرف گشتم
یدور رفتم اپا دیدم همه منگل و تریاکی
از روبیگا بدتر
از ویسکونم بدتر
حاجی
از وقتی من نبودم و اومده بودم ویس چقددددددد دراما تو اپا بوجود اومده بود
پثمام بریخت
یسر رفتم روبیگا
دیدم کیتی پیام داده
جوابشو دادم
اومدم ویسکون
دایرکتام
دیدم این بشر اومده عذرخواهی
منم دلم نیومد
با اینکه به وضع روانی ابر وحشتناکی رسیده بودم گفتم اشتیکنم گفتم باش
الانم فازمو یوخ
پست قبلی را بفراموشی بسپارید
ولی پاکش نمیکنم
میخوام یه‌روز نشون کیتی بدم بگم‌ببین چقد اسکل بودیم هههههخخخخخخخخ
* آیم ساری فور توهین
خو
حرف یوخ
ثلامط راوانمرا نمیدانم
* چص میگم سرم ب پروژه گرمه
دیدگاه ها (۴)

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

یوریبا نوری که تو صورتم می‌خورد بیدار شدم تختم رو مرتب کردم ...

#داستانحدود 5 ماه پیش با دوستام داشتیم تو تراس قلیون میکشیدی...

𝙇𝙞𝙛𝙚 𝙊𝙣 𝙈𝙮 𝙊𝙬𝙣 𝙏𝙚𝙧𝙢𝙨! part13ویو جیمین+پسره عوضی بار هارو دز...

ندای من پارت دو صبح بابام من رو به فرودگاه برد ، من از همه ز...

خب خب بنده از اونجایی که مث صگ دوباره سوختم 🤣😔اومدم حرص هام ...

♕در این بازی عشق و مرگ یکیست ♕پارت 14

یاسمین💚 فردا رفتم دانشگاه همکلاسیام ی جوری نگام میکردن و چشم...

پارت۱۲(درد عشق)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط