{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᎮᎪᎡᎢ ۱۱ عشق‌دردناک

ᎮᎪᎡᎢ ۱۱ عشق‌دردناک
خواستم پاشم ک.....
پام گیر کرد ب میز هول شدم خواستم ک روی زمین نیفتم ک یهو با سر رفتم تو ب/غ/ل کوک.....
ویو کوک
انقد خورده بودم ک مست بودم یکم ب تهیونگ‌ نگا کردم و بعدش چیزی نفهمیدم و همه چی سیا شد......
یدفعه یچیزی افتاد روم از خواب پریدم دیدم اون دختره الان تو ب/غ/ل/مه دوتامون شوکه شده بودیم اون داشت تو چشام نگاه می کرد
ویو ات
وایییی دختررر چیکار کردییی....
هیچ حرکتی نمی‌کردم و فقط داشتم نگاهش میکردم ک یهو سرم گیج رفت و با صورتم خوردم تو صورتش و بعد چیزی نفهمیدم.....
ویو کوک
یهو با صورت افتاد لباسش خونی شده بود...
کوک:یاااا...خوبی؟؟ چت شده
برش گردوندم دیدم بیهوش شده
تهیونگ:کوک بلندش کن انگار حالش بده
کوک:هنوز میت بودم ولی می‌فهمیدم تهیونک چی میگه
ات و بلند کردم کتمو ک دستش بود انداختم روش و براید استایل بلندش کردم و قسمت ماشین رفتم همینجوری داشت ازش خون می‌رفت.....
تهیونگ نشست و ملشینو روشن کرد منم نشستم عقب ....ته با تمام سرعت رانندگی میکرد
ی دفه خودمو تو آینه ماشین دیدم..
من اصلا دارم چیکار میکنم؟چرا دارم ب این کمک میکنم؟من بخاطر این......
تهیونگ: رسیدیم
(خونه تهیونگ نزدیک تر بود)
دیدگاه ها (۰)

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

dark love

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

فیک تهیونگ

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط