ⓟⓐⓡⓣ 18

ⓟⓐⓡⓣ 18
هینا ویو
صبح که بیدار شدم با قیافه خوابالوی کوک‌مواجه شدم ...باورم نمیشه همونی باشه که نشنه خونش بودم
شبیه یه بچه خرگوش خوابیده بود
+چقدر کوچولوعه
#به من میگی کوچولو
+نه با‌تو نبودم
#مگه کسی دیگه ای جز من اینجا هست
+خب باشه با تو بودم
#هیمم من تشنم
+خب بیا‌اب بخور
#نه اون نه
رفت سمت لبامو مک های عمیقی میزد
نمیدنم چرا ولی حس خوبی داشت
بعد چند مین جدا شدیم
#اممم خیلی خوشمزه بود.....بازم میخوام
میخواست........
دیدگاه ها (۲)

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

P11 .PRESAN MAFIA.

کپشنننن گلیااا:)))عروسک من😈🔞پارت هفتاد و پنج لباشو نزدیک به ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

پارت ۴ ویو ا.ت چند ساعت از لحظه ای که فهمیده بودم باردارم گذ...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط