{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲

پارت ۲
- سلامممم
* دوباره این اومد
ات : عی بابا
- ( رفت بغل ات نشست و دستاشو گذاشت دور کمر ات )
ات : فیلیکس بسه
* ات بابات میدونه
ات : بله
* با هم رابطه داشتین ؟؟
ات : ن......
- بله جاتون خالی همین دیشب
نامی : ( خنده البته غش کرد )
- خنده داره نامجون ( اینا همو می‌شناسن )
نامی : نه
ات : هوفف تو کار نداری تمرینی و چیزی ؟
- نه عشقم
ات : درسته
* ات بهت گفته که باید کات کنین
ات : ای عمو جان یهو نمیگن که
- البته میتونیم کات نکنیم چون قراره سلو باشه
* سلو نیست گروهه !
- چی ؟
ات : شما گفتین قراره سلو کار کنم
* گروهیه با اینا ( به اعضا اشاره کرد ).
- امکان نداره بزارم ات با ۷ تا پسر هم گروهی بشه
شوگا : مگه بده ؟؟
- افتضاحه
ته : فک نکنم تو بتونی چیزی بگی فیلیکس!
* درسته حق دخالت نداری
- من میگم ات چیکار کنم نه تو
ات : فیلیکس بسه دیگه عمو توهم بس کن هرچی باشه خوم باید تصمیم بگیرم نه کسه دیگه ای
- بفرما همینو میخواستی
ات : گروهی کار میکنم
- چیییی !
ات : خب دیگه
- واقعا میخوای باهام کات کنی
ات : نع چطوری به تو چیزی نمیگن
جین : برای دبیو خیلی گیر میدن
ات : میتونیم بگیم باهم نیستیم
جی کی : همه جا رابطمتون لو رفته
ات : عاییییییی خداااا ( سرشو گذاشت رو دسته مبل و آروم می‌کوبید )
- هی ات خوبی ؟
ات : خفه شو ( کیفشو برداشت رفت بیرون )
- دیدین ناراحتش کردی ! ( رفت )
* هردو اسکلن ( البته به جز فیلیکس )
جیمین : من دختر رل دار خونم را نمیدم
شوگا : کی گفته میخواد بیاد خونه تو
جی هوپ : هی پی دی نیم رقصش چطوره ؟؟
* نمیدونم فردا میخواد بیاد واسه تمرین بیاین ببینیش ساعت ۹
جی هوپ: اها باش
فلش بک به فردا صبح :
ات : بابا فیلیکس گوش کننننن
- چیه
ات : باید به مدت یه ماه کات کنیم بعد که من دبیو کردم برگردیم خوبه
- یه ماههههههه زیاده !
ات : زر نزن یه ماه تمام الانم دارم میرم کمپانی واس تمرین خدافظ
- هی خدافظ

اسلاید آخر لباس ات برا تمرین
دیدگاه ها (۰)

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت دهمفلش بک : کوک. وقتی ات رفت لباسشو عوض کنه به ته و جی ...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت 4آت:من فردا قبل از شروع مسابقه میام. امشب دیگه نمی‌تونم...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

فیک انتقام یا عشق

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط