ویو ا.ت رفتم روی یه میز نشستم که دیدم تهیونگ رف رو سنت

ویو ا.ت رفتم روی یه میز نشستم که دیدم تهیونگ رف رو سنت
٪خیلی منتون که حضور داشتین می خواستم یه شخص حاصی رو معرفی کنم که شما اونو به چشم یه خانم مافیا می بینید مفرفی می کنم بزرگ ترین مافیا ا.ت
چی من واقعا پاشدم رفتم که تهیونگ دم گوشم گف
٪بالاخره مرحوم رو باید شناخت
انقد اعصابم خورد شده بود که یقه شو گرفتم و چسبوندم به دیوار و دم گوشش گفتم
&خونت خیلی خوشبوعه
٪برای تو غلیظه ولی خون تو بای یه اصیل زاده خوبه
&چی
٪هه بله من اصیل زادم شاهزاده
ا.ت یقه ی ته رو ول کرد
٪امشب به حرف شاهزاده گوش میدی
&چشم
٪بعد مهمونی اتاق وی ای پی می بینمت
&چرا
٪همین که گفتم
رفتیم سر میز که یه پسر اوند
*جون
چه جیگری پاشدم رفتم سمتش که یقه شو گرفتم و بردم پشت در و دندونامو کردم تو گردنش میدونم خون غلیظ برام بده اما دووم نیوردم که تا دو قطره خوردم که یکی نتو عقب کشید٪معلوم هس داری چیکار میکنی
&اره دارم خون میخورم
٪غلیظ نخوررررر
&چرا مگه برات مهمه
ا.ت که معلوم بود خودش نیست و ورژن خوناشامیش بالا اومده بود
٪نه فقط دلم برای اون بدبخت که خونشو خردی میسوزه
که یهو تبدیل شد به ا.ت و افتاد زمین و هرچی خورده بود رو خون بالا اورد
٪ا.ت ا.ت خوبی
&نه
.....
شرط دو لایک سا کامنت
🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎫🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎟🎫🎫🎫🎫🎫
دیدگاه ها (۳)

ریاکشن

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط