گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادرپوشیدم؟

گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادرپوشیدم؟

گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!

گفت: نچ!

گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!

گفت: نچ!

گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه

چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!

گفت: اره تقریبا نزدیک شدی!

گفتم: آها!دیدی گفتم همه‌ی قصه‌هابه ازدواج ختم می‌شوند؟دیدی!

گفت: برو بابا… دور شدی باز!

گفتم: خب خودت بگو اصلاً

گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “زهرا س” ست،

خواستم کمی شبیه “زهرا س ” باشم تا بیشتر دوستم داشته باشد...!
دیدگاه ها (۳)

ثلام ثطورین👹وای آقا خیلی خواستین بیو بدم*زر میزنم هیشکی نخوا...

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

Do I love him, or do I hate him?P¹⁵بعد از کلی کل کل رفتیم خو...

در خواستی یاندره باجی

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

I'm not jealous part 43با حرفی که زدم خودم هین بلندی کشیدم و...

پآرت ¹¹خواستم هلش بدم که...باز دستمو گرفت و محکم تر چسبوند ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

فیک انتقام یا عشق

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط