سناریو درخواستی از جونگ کوک
سناریو درخواستی :
وقتی جونگ کوک رو میاری ایران🫶🏻🐰
پارت سوم
(پرش به دوروز بعد،روز عروسی)
ا.ت و بعد جونگ کوک رفتن دوش گرفتن و موهاشون رو خشک کردن و جونگ کوک موهای ا.ت رو حالت داد و ا.ت لباسی که جدید خریده بود رو پوشید و آرایش ملایمی کرد و جونگ کوک هم کت و شلوار مشکی پوشید و عطر زدن و رفتن طبقه پایین
یوری:اوپا اونجا فک نکنم رات بدن😂
جونگ کوک:چراااا؟
یوری:چون تو از دومادم خوشتیپ تر شدی....هیییی بدبخت دوماد تو روز عروسیش کسی نگاهش نمیکنه🙂
جونگ کوک خنده خرگوشی کرد و گفت:فک نکنم کسی هم نگاهی ب عروس کنه ها....زن من از همه خوشگل تره😊(خوشبحالت ا.ت😂)
بعد کلی شوخی و خندیدن بلاخره راه افتادن به سمت باغ تالار و وارد شدن جونگ کوک محکم دستشو دور کمر ا.ت حلقه کرده بود...سر میزشون نشستن...جونگ کوک سرشو برد در گوش ا.ت و آروم زمزمه کرد:چاگیااا این الان رقص ایرانیه؟
ا.ت: نه فعلا تا عروس دوماد میان قراره مهمونا کردی برقصن🙂
نیم ساعت بعد:جونگ کوک:ا.تتتتتت چرا نمیاننن عروس و داماد؟؟؟
ا.ت:امممم نمیدو..اها اومدنننن..کلللللل
بعد کلی رقصیدن و غذا خوردن زمان رقص چاقو شد دیجی آهنگ رو پخش کرد و قرار بود ا.ت برقصه چون دایون(دختر عمو ا.ت)خواهر نداشت....ا.ت رفت وسط و چاقو رو برداشت و تا آخر آهنگ رقصید و بعد چاقو رو به عروس و دوماد داد و برگشت سر میزش
جونگ کوک:آفریننننننن خیلی خوب رقصیدیییی گرل😙🥹
ا.ت:مرسی کوکییی😊
دوباره مهمونا اومدن وسط با رقص نور بالا پایین میپریدن و میرقصیدن😅🥴
جونگ کوک:عههه ایرانم پارتی داره؟
ا.ت:😁🥴
(پرش به داخل خونه)
جونگ کوک:وایییی ا.ت ساعت دو شبه😱😮
ا.ت:😁😁تازه این عروسی خیلی کوتاه بود قبلنا توی استان ما از دوهفته قبل عروسی هرشب ی جا جمع میشدن😅
جونگ کوک:🥸🐰
ا.ت:خب نظرت چی بود؟
جونگ کوک:من که عاشق ایرانم....ایران زیبا ترین کشور دنیاستتتتتت😅
عروسیاش یکم طولانیه ولی بازم کلی خوش میگذره
چند روز بعد ا.ت و جونگ کوک برگشتن کره و کوکی هروقت اعضا رو میدید یکی از خوبیای ایران رو میگفت تا جایی که:
تهیونگ:ای بابا ا.ت باید ما رو هم ببری ایران🥺
جیهوپ:آرهههه ما رو هم ببر😊
جین:مطمعنم اونجا همه از زیبایی من شوک میشن🥴
نامجون:من با کمپانی صحبت میکنم تو فقط ما رو ببر من میخوام تهران و شیراز رو ببینم🙃
جیمین:🐥منم میبری؟🥹
یونگی:آخجون ایرانننننن😁
و بعله چند وقت بعد ا.ت و جونگ کوک دوباره رفتن ایران و اعضا رو با خودشون بردن اونا هم یک دل نه صد دل عاشق ایران شدن....
و پایان...خب خوشگلای من اگ ایده ای دارید یا سنا یو درخواستی میخواید توی کامنتا بهم بگید انجام میدم🫶🏻😊
وقتی جونگ کوک رو میاری ایران🫶🏻🐰
پارت سوم
(پرش به دوروز بعد،روز عروسی)
ا.ت و بعد جونگ کوک رفتن دوش گرفتن و موهاشون رو خشک کردن و جونگ کوک موهای ا.ت رو حالت داد و ا.ت لباسی که جدید خریده بود رو پوشید و آرایش ملایمی کرد و جونگ کوک هم کت و شلوار مشکی پوشید و عطر زدن و رفتن طبقه پایین
یوری:اوپا اونجا فک نکنم رات بدن😂
جونگ کوک:چراااا؟
یوری:چون تو از دومادم خوشتیپ تر شدی....هیییی بدبخت دوماد تو روز عروسیش کسی نگاهش نمیکنه🙂
جونگ کوک خنده خرگوشی کرد و گفت:فک نکنم کسی هم نگاهی ب عروس کنه ها....زن من از همه خوشگل تره😊(خوشبحالت ا.ت😂)
بعد کلی شوخی و خندیدن بلاخره راه افتادن به سمت باغ تالار و وارد شدن جونگ کوک محکم دستشو دور کمر ا.ت حلقه کرده بود...سر میزشون نشستن...جونگ کوک سرشو برد در گوش ا.ت و آروم زمزمه کرد:چاگیااا این الان رقص ایرانیه؟
ا.ت: نه فعلا تا عروس دوماد میان قراره مهمونا کردی برقصن🙂
نیم ساعت بعد:جونگ کوک:ا.تتتتتت چرا نمیاننن عروس و داماد؟؟؟
ا.ت:امممم نمیدو..اها اومدنننن..کلللللل
بعد کلی رقصیدن و غذا خوردن زمان رقص چاقو شد دیجی آهنگ رو پخش کرد و قرار بود ا.ت برقصه چون دایون(دختر عمو ا.ت)خواهر نداشت....ا.ت رفت وسط و چاقو رو برداشت و تا آخر آهنگ رقصید و بعد چاقو رو به عروس و دوماد داد و برگشت سر میزش
جونگ کوک:آفریننننننن خیلی خوب رقصیدیییی گرل😙🥹
ا.ت:مرسی کوکییی😊
دوباره مهمونا اومدن وسط با رقص نور بالا پایین میپریدن و میرقصیدن😅🥴
جونگ کوک:عههه ایرانم پارتی داره؟
ا.ت:😁🥴
(پرش به داخل خونه)
جونگ کوک:وایییی ا.ت ساعت دو شبه😱😮
ا.ت:😁😁تازه این عروسی خیلی کوتاه بود قبلنا توی استان ما از دوهفته قبل عروسی هرشب ی جا جمع میشدن😅
جونگ کوک:🥸🐰
ا.ت:خب نظرت چی بود؟
جونگ کوک:من که عاشق ایرانم....ایران زیبا ترین کشور دنیاستتتتتت😅
عروسیاش یکم طولانیه ولی بازم کلی خوش میگذره
چند روز بعد ا.ت و جونگ کوک برگشتن کره و کوکی هروقت اعضا رو میدید یکی از خوبیای ایران رو میگفت تا جایی که:
تهیونگ:ای بابا ا.ت باید ما رو هم ببری ایران🥺
جیهوپ:آرهههه ما رو هم ببر😊
جین:مطمعنم اونجا همه از زیبایی من شوک میشن🥴
نامجون:من با کمپانی صحبت میکنم تو فقط ما رو ببر من میخوام تهران و شیراز رو ببینم🙃
جیمین:🐥منم میبری؟🥹
یونگی:آخجون ایرانننننن😁
و بعله چند وقت بعد ا.ت و جونگ کوک دوباره رفتن ایران و اعضا رو با خودشون بردن اونا هم یک دل نه صد دل عاشق ایران شدن....
و پایان...خب خوشگلای من اگ ایده ای دارید یا سنا یو درخواستی میخواید توی کامنتا بهم بگید انجام میدم🫶🏻😊
- ۹.۹k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط