#گناهکار_من🎀

#گناهکار_من🎀
#پارت_بیستم
عسل و لیا حاضر شدن و اومدن پایین*
تهیونگ و جیهوپ زل زده بودن بهشون
لیا:ما حاضریممم
عسل:الوووو با شماییم
تهیونگ به خودش اومد و آروم زد به جیهوپ*
تهیونگ:داداش نگاه کردن بسه بدو بریم(در گوش هوپی)
جیهوپ:عا...آها حاضرین
لیا:اوهوممم
جیهوپ:زیبا شدی
لیا:خیلی ممنون🥰
عسل:آی ایششش بدویین بریم
تهیونگ:اوکی
رفتن پایین سوار ماشین شدن*
تهیونگ درو برای عسل باز کرد*
تهیونگ:بفرما بشین تو ماشین
عسل:نیازی نبود خودم سوار میشدم
همه سوار شدن و به سمت خونه شوگا حرکت کردن*
زینگ زینگ)
ات:عاا عاا اومدنن دویید و درو باز کرد*
ات پرید بغل عسل و لیا*
لیا:سلاممممم آجییی
عسل:سلام کوچولو
ات:سلاااامممم
جیهوپ و تهیونگ:سلام داداش
شوگا:سلام به همه خوش اومدین بیاین تو
رفتن به سمت سالن و نشستن*
دیدگاه ها (۱۹)

پارت۱

ازدواج اجباری

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

THE FIRST KISSPART: 10ویو تهیونگ: ات از اتاق رفت بیرون اون ن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

عشق بعد نفرت

مربی موتور سوار

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط