بدشانسی یعنی این که لباس عیدت با خونه میزبان ست باشه😂 😂 😂

بدشانسی یعنی این که لباس عیدت با خونه میزبان ست باشه😂 😂 😂
***************************************************
درد دل یه مرد متاهل :😐



آقا ما یه زن گرفتیم،
ینی شیرین ترین و فرحبخشترین لحظات عمرمونو در زندگی زناشویی تجربه کردیم...

میرفتیم سر کار ، زنمون میگفت :
چرا انقد میری سر کار؟
چرا به من نمیرسی؟

میموندیم تو خونه میگفت:
چرا نمیری سر کار؟
پس کی میخواد پول بیاره تو این خونه؟

میشستیم رو مبل میگفت:
من باید از صبح تا شب تو این خونه جون بکنم جنابعالی رو مبل لم بدی؟



پا میشدیم کمکش کنیم میگفت:
اومدی خرابکاری کنی؟

قیافه مون ژولیده پولیده بود میگفت؛
تو اصلاٌ بخاطر من به خودت نمیرسی!

به خودمون میرسیدیم میگفت:
داری خودتو برا کی خوشگل میکنی؟

از دستپختش تعریف نمیکردیم میگفت:
تو اصلاٌ قدرشناس زحمتای من نیستی!

تعریف میکردیم ، میگفت:
ها؟ چه گندی زدی که حالا با این حرفا میخوای وجدانتو راحت کنی؟...😮 😮 😇 😇 😂 😂


#طنز
#شادی
#خنده
#سرگرمی
دیدگاه ها (۴۱)

Dark hearth

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

فیک کوک فصل ²پارت ⁵ویو ا.ت بعد از چندمین از پای کوک بلند شدم...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۵ | «اولین دردسر جیا» 😂 ب...

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۲ سانیارهمه تو اتاق من جمع شده ب...

پارت هفتم《بخش دوم از زندگی جونگ کوک》《Custom kiss》           ...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط