فیک My pink dream angel
پارت ۱۵
ا/ت:عا میگم تو مطمئنی که میتونی..یعنی در واقع نمیدونم الان احساس میکنم که موقش نیس یعنی الان نمیتونم فک کنم(کمی لکنت)
کوک:اشکال ندارع نگران نباش کاری میکنم دردت نیاد اوک یواش خیلی رمانتیک فقط اولش یکم درد داره بعدش...
ا/ت:خب باشه باشه ادامشو نمیخواد بگی..
کوک دوباره به ا/ت نزدیک شد و ا/ت هم دستاشو دور گردن کوک انداخت و بیشتر نزدیکش شد
جوری که بدناشون بهم میخورد
و خیلی آروم کوک لباشو روی لبای ا/ت میزاره خیلی آروم شروع میکنه به مک زدن لبای ا/ت
و همینجوری به سمت اتاق کوک میرن با همین حالت و به تخت که میرسن کوک لبا*سای ا/ت رو درمی*اره و
تا صبح نماز میخونن(استغفرالله تسبیح من کوچ📿😂)
ا/ت:عا میگم تو مطمئنی که میتونی..یعنی در واقع نمیدونم الان احساس میکنم که موقش نیس یعنی الان نمیتونم فک کنم(کمی لکنت)
کوک:اشکال ندارع نگران نباش کاری میکنم دردت نیاد اوک یواش خیلی رمانتیک فقط اولش یکم درد داره بعدش...
ا/ت:خب باشه باشه ادامشو نمیخواد بگی..
کوک دوباره به ا/ت نزدیک شد و ا/ت هم دستاشو دور گردن کوک انداخت و بیشتر نزدیکش شد
جوری که بدناشون بهم میخورد
و خیلی آروم کوک لباشو روی لبای ا/ت میزاره خیلی آروم شروع میکنه به مک زدن لبای ا/ت
و همینجوری به سمت اتاق کوک میرن با همین حالت و به تخت که میرسن کوک لبا*سای ا/ت رو درمی*اره و
تا صبح نماز میخونن(استغفرالله تسبیح من کوچ📿😂)
- ۹.۱k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط