{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

first love

part three³ :)
نمیدونم بگم چند روز گذشته شاید ۱۷ روز؟ نمیدونم دقیق، دکوراسیون داخلی سالن ناخن کاریم هنوز تموم نیست کار های دانشگاه ام هم تموم شد و دو روز از کلاس هام تشکیل شد.
سالن ناخن کاریم کوچیکه ولی میتونم توش کار کنم ، طبقه بالاش هم یه اتاقک کوچیکه که درحد یه حموم خیلی کوچیک و اشپزخونه جا میگیره و پله میخوره میره بالا به تخت خواب میرسه و کمد های دیواری کوچیک.
مهم اینه میشه توش زنده موند و درس خوند و موفق شد‌.


ساعت ۱۱ شبه اخرین مشتریم هم بعد زدن آیس رفت، خیلی روی ناخنش قشنگ شده بود، اوضاع داره خوب پیش میره با مینهو هم شب ها ویدیو کال حرف میزنم. امریکا هم همه چی براشون خوب پیش میره و خوشحالم، مینهو هنوز سعی داره بفهمه واقعا مطمئنم یا پشیمونم ولی من مطمئنم. اینجا دلم اروم تر عه وقتی میدونم اینجاس و نزدیک تره بهم:)

جونگ کوک:
از کمپانی زدم بیرون، این روز ها خیلی خستم بخاطر رژیم های سخت کمپانی و تمرین های زیاد و بدون استراحت از اون طرف برنامه فشرده خودم برای عکس برداری های برند چنل.
به اقای وو مدیر برنامه ام گفتم نیازی نیست دنبالم بیاد و خودم میرم خونه میخوام هوا بخورم، اقای وو به طور واضحی مردد بود البته حق داره چون این روز ها خیلی ادم دم خونمون اومده بودند و تلاش کرده بودند وارد خونم بشن.
"نگران نباش وو-شی، پلیسی که اومده بخاطر اون ساسنگ های جدید نزدیک خونم همیشه گشت میزنه پس اتفاقی نمیوفته."
"باشه.. ولی هنوزم مراقب باش!" سنگینی چشم های نگران داشت خفم میکرد.
"توام همینطور وو-شی، خدانگهدار."
"شبخیر" سوار ون مشکی رنگ کمپانی و ون رو روشن کرد تا بره خونه خودش منم برگشتم و اروم اروم راه میرفتم.
ماه کوچه های تنگ و باریک رو روشن میکرد و چراغ های ضعیف کوچه ها و خیابان های اصلی رو، گشنم بود بعد تمرین برای همین به سمت سوپرمارکت نزدیک رفتم و یه بسته گوشت و سبزیجات برداشتم، توی خونه سوجو و برنج دارم پس نیازی به خرید نبود.
با بلک کارتم حساب کردم و به سمت در خروجی رفتم که متوجه یه دختر خوشگل شدم که روی صندلی های سوپرمارکت نشسته بود و رامن میخورد و همزمان درس میخوند، متوجه یه تتوی "-•- ---•" روی ساعدش شدم کد مورس بود! با کنجکاوی حفظش کردم تا بعدا به تهیونگ هیونگ بگم برام ترجمه کنه چون اون توی نیرو های ویژه بود برای سربازی زبان کد مورس رو بلده. با لبخند به اون صورت زیبا از اونجا رد شدم و بعد ۵ دقیقه در خونه ی مشکیم رو باز کردم و واردش شدم.

آهیون:
بعد اخرین مشتری رفتم سمت سوپرمارکت نزدیک خونم دیر بود بخوام چیزی بپزم و باید برای ازمون فردا زیست میخوندم، بعد حساب کردن رامن فوری و درست کردنش توی سوپرمارکت روی صندلی های بیرون مغازه نشستم و شروع کردم به خوردن و همزمان درست میخوندم و نمونه سوال حل میکردم‌.
قبول شدن توی دانشگاه سئول سخت بود و قرار نیست همینطوری الکی از دستش بدم پس باید خیلی تلاش کنم .
مشغول خوردن بودم که حس کردم یک نفر بهم زل زده، این یه چیز عادی بود قیافم بخاطر اب و هوای کالیفرنیا اونقدر هم شبیه کره ای ها نبود.. تعریف از خود نیستااااا ولی من خیلی خوشگلم، در هر صورت حتما یکی از اون مرد های هیز منحرف الدنگ دیگس.
منتظر بودم نزدیکم بشه تا حرکات جومونگی روش انجان بدم که صدای قدم هاش ازم دور شد ولی یه بوی اشنا به جا موند، با تعجب سرم رو اوردم بالا و به اون یارو نگاه کردم! اون عطر بلو چنل بود! عطر جونگ کوک. به پشتش نگاه کردم که داشت راه میرفت حتی طرز راه رفتنش و هیلکش از پشت مثل جونگ کوکه.
ایش احمق به چی فکر میکنی؟!حتی اگه باشه به‌توچه درست رو بخون فردا ازمون داری.
تند تند رامن رو خوردم حل نمونه سوالام هم تموم شد که نمره ام شد ۹۶ از ۱۰۰ که خوبه دیگه سرم درد میکنه.
بلند شدم و کتاب هام رو گذاشتم توی کولم و کاسه رامن فوری رو توی سطل زباله انداختم ،سوپرمارکت هنوز باز بود و رفتم یه شیرموز خریدم و توی راه میخوردم و راه میرفتم توی کوچه ها ، به گوشیم نگاه کردم ساعت ۲ صبح بود! صبح باید ساعت ۶ بیدار بشم.
همینطوری که قدم میزدم حس کردم یک نفر دنبالمه ولی بی توجه راه رفتم مگه چی میخواد بشه؟ کره امن ترین کشوره همه ی کوچه هاش دوربین امنیتی داره.
"ببخشید خانم؟"
#bts#jungkook#بی‌تی‌اس#جونگکوک
دیدگاه ها (۰)

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۲بازوشو گرفتم برگشت سمتم و به چشماش زل زدمجونگ کوک:میتو...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

پارت ۳۷

فیک کوک موفقیت عشق در همراه دارد پارت ⁴ویو ا.ت فرمون رو چرخو...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط