اورلورا

پارت ۲۴
تهیونگ به همه دستور داد تا به لورا اب غذا ندن تا روز عروسی لورا که جونی نداشت همونجا بیهوش شد
محتوای خواب لورا
تهیونگ. عزیزم چرا اونجا خوابیدی بیا اینجا
لورا. ت تهیونگ یادت یادت اومد؟
تهیونگ اره اره قربونت بشم من بیا
لورا. ولی نه تو چطور میتونی انقدر مهربون باشی
تهیونگ. وا این چه حرفیه عزیزم بیا خوشگل تهیونگ بیا عزیرم
لورا با باشه
تهیونگ هویی بلند شو از خواب خرسس
پایان خواب
لورا میدونستمممم خوابه چرا اینجوری میکنی مگه حقتو خوردم
تهیونگ. اره حقمو خوردیمن باید از همه قدرت مند تر میشدم نه توو نکبتت فهمیدی(عربده)
لورا. چی چی میگی ولم کننن (با گریه)
تهیونگ. انقدر عذابت میدم تا بفهمی تهیونگو از معشوقش دور کردن بعنیچی فهمیدییی(با داد)
لورا. خفه شو عوضییی نمیخوام ببینمت مگه من مجبورت کردم با دنیلا بهم بزنیییی اخههه
تهیونگ. اره بابات مجبورم کرددد من فقط بخاطر قدرتت میخوامن فهمیدی؟
لورا هه باشه پس من قدرتمو میدم بهتت فقط بزار همینجا بمیرممم
تهیونگ. نه دیگه نشد تو داری میشی زن من امکان نداره بزارم بمیری مردم چی میگن
لورا. امیدوارم یروزی به یاد بیاری(زیر لب)
تهیونگ. تا روز عروسی ۳ روز وقت داریم بادیگاردا همه کارا رو کردن فقط مونده دعوت کردن مهمون خودت شخصا زنگ میزنی به دنیلا فهمیدی و دعوتش میکنی شیر فهم شد؟
لورا. به جهنم اره ولی من ۲ روزه بیهوشم
تهیونگ. هه فکر کردی چقدر قوی زیر دست من دو روز بیهوش شدی با چندتا ضربه
لورا خفه ش
مادر تهیونگ. عزیزم تهیونگ یه لحظه بیا
خ م ا ر ی
دیدگاه ها (۳)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

رئیس دوست داشتنی من پارت یازدهمصبح بود ومن سرکار بودم مشغول ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

KIM V

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏_ چی؟! یک ...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط