عشق در شرکت p3

شوگا
دنبالش رفتم که رسیدم به اتاق داره باز کردن اتاق بزرگ بود یه میز و صندلی دوتا مبل دو نفره پیش و یه میز شیشه ای پیششون با کاغذ دیواری های کرمی.

×خوب اینجا اتاق کار شماست شما از این به بعد اینجا کار می کنیم امیدوارم از دکور اتاق خوشتون بیاد.
_او پس اینجا تا کار منه قشنگ خوشم اومد مرسی
×خواهش می کنم

_دختر با ادبی بود مثل اینکه به بلده چه جوری رفتار کنه ولی چرا قیافش انقدرناراحتی توش موج میزنه اصلا به من چه

×خوب نوشتن چیزی میل ندارید
_اگه میتونی یه قهوه بیار
×چشم
ت/ا
پسر جذاب بود اون چشمای گربه ای صورت جذابش لبای قشنگش. اسان تر دارم به این فکر می کنم. افکارم رو زدم کنار و رفتم قهوه درست کردم. و رفتم در اتاقش و زدن که اجازه داد برم تو

_تو اتاق نشسته بودم به پرونده ها نگاه میکردم که در زده شد. اجازه دادم بیاد تو دختر بود اومد تو قبر گذاشتن رو میز و گفت بفرمایید

_ممنون
×خواهش می کنم
×هر وقت قهوه تون رو تموم کرد بهم بگید بیام کارهای لازم رو بهتون بگم.
_نمیخواد بری همین الان توضیح بده من هم قهوه می خورم هم گوش میدم و بعد یه سوال
×بفرمایید
_شما تو شرکت چیکار میکنید....

خماری😁
دیدگاه ها (۴)

{عشق بی پایان}پارت:۴تو خدمت کار شخصیه اربابی+چیییییی؟؟؟آیشش ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۴رفتم سمت پیتزا فروشی پیتزا هارو گرفتم و رفتم که تحویل ...

یه نفر هست بهش اجازه نمیدن بیاد توی تلویزیون و تجربه‌ی پس از...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

اجبار به بدبختی پارت ۲۴

پارت ۳

Pat:1اسم : عاشق چشماش شدم ا.ت . صبح که از خواب بیدار شدم دید...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

part 57& داداش نمیخواین بگین کجا میریم؟تهیونگ« بیا کوچولو»ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط