White Rose 🤍 ²⁶

جونگکوک ویو]
همونطور که فکرشو میکردم شد همه چیز به نفع پلین بود و من داشتم حضانت آچا رو از دست میدادم بعد از اینکه حرفای وکیل پلین تموم شد رفت نشست که صدای قاضی بلند شد...
قاضی: حکم نهایی ...
همه بلند شدیم حکم قاضی رو بشنویم که یهو در دادگاه باز شد و یه دختر دویید توی دادگاه در حالی که داشت داد میزد وایسید وایسیددد
اصلا اعصاب درست حسابی نداشتم که بدونم کیه ولی وقتی رسید به میز قاضی شناختمش، خودش بود ات... اما اون اینجا چیکار میکرد؟
ات شروع کرد به حرف زدن
ات: حکم نهایی رو‌ دادید؟؟؟
قاضی: شما کی هستید؟ لطفا نظم جلسه رو بهم نزنید بفرمایید بیرون
ات: میخوام یه چیز مهم بهتون نشون بدم میتونه بهتون کمک کنه
با قیافه‌ی متعجب داشتم نگاش میکردم که برگشت یه لحظه نگام کرد و یه لبخند دلگرم کننده زد
قاضی سرشو تکون داد: باشه لطفا فقط سریع باشید
ات: باشه (نفس عمیقی کشید) سلام من ات هستم پرستار آچا بودم ولی بخاطر اینکه بهم تهمت دزدی زده شد اخراج شدم و کسی که باعث شد بهم تهمت دزدی بخوره پلین بود
وکیل پلین بلند شد: اما برای این ادعاتون مدرکی ندارید که ثابتش کنید
ات پوزخند آرومی زد و گوشیشو از جیب لباسش درآورد و صدای پلین تو فضای دادگاه پخش شد...
{البته که کار من بود... تو هشتمین پرستاری هستی که جونگکوک واسه آچا گرفت، معمولا همه‌ی پرستارا بعده دو روز خودشون میرفتن ولی وقتی شنیدم تو‌ موندگار شدی تازه باهاشونم زندگی میکنی تعجب کردم باید یه کاری میکردم اخراج شی تا به دادگاه ثابت کنم آچا به مادر خودش نیاز داره و بتونم بچمو بگیرم واسه همین کاری کردم که بهت تهمت دزدی بخوره. سوال دیگه‌ای هست ؟}
پلین با قیافه‌ی شوکه داشت به ات نگاه میکرد: ولی ولی... چطوری ؟
ات: خوبم مرسی (و موهاشو زد پشت گوشش)
از این حرکتش خندم گرفت ولی جلو خودمو گرفتم
وکیل من بلند شد: آقای قاضی به نظرتون کسی که به دیگران تهمت میزنه و باعث میشه از کارشون اخراج شن کفایت کافی برای مادر بودن رو داره؟ قراره آچا رو همچین آدمی تربیت کنه؟
قاضی گلوشو صاف کرد: حکم نهایی ... حضانت دختر جئون جونگکوک و سو پلین به نام جئون سو آچا به جناب آقای جئون جونگکوک تعلق میگیره. ختم جلسه
نفس راحتی کشیدم و آروم خندیدم
بلند شدم با وکیل دست دادم
وکیل: تبریک میگم آقای جئون
جونگکوک: ممنونم خسته نباشید
رفتم سمت ات و خیلی ناخودآگاه محکم بغلش کردم: ممنونم ات تو زندگیمو بهم برگردوندی ...
#بی_تی_اس
#فیکشن
#فیک_جونگ_کوک
دیدگاه ها (۲۸)

"my dou fernb is so jentlmun "p:_1قطره های باران روی شیشه ها...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part حلقه رو از توی جی...

# درخواستی تک پارتی از جونگکوک وقتی لباسی که خیلی بازه و اون...

My_idol

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 30جلسه دادگاه بعد از شهادت اِما ادامه...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

Why Did I Fall in Love with Her? | P¹⁹ 🖤ویو: عمارت کانگ ـ سا...

Destiny part 13

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط