روشن است که خسته ام

روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته ام، نمی دانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست

آری خسته ام
و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن

فرناندو پسوآ
دیدگاه ها (۶)

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

پارت اول هوا تاریک شده بود و بارون ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌98بی‌اختیار به سمت جیمین خم شد.جیمین قبل...

روشن است که خسته امزیرا آدمیان در جایی باید خسته شونداز چه خ...

‌روشن است که خسته امزیرا آدمیان در جایی باید خسته شونداز چه ...

روشن است که خسته امزیرا آدمیان در جایی باید خسته شونداز چه خ...

روشن است که خسته امزیرا آدمیان در جایی باید خسته شونداز چه خ...

روشن است که خسته‌امزیرا آدمیان در جایی باید خسته شونداز چه خ...

روشن است که خسته‌امزیرا آدمیان در جایی باید خسته شونداز چه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط