عصرها

عصرها
باید تمام دغدغه ها را تا کرد
روی طاقچه ی بیخیالی گذاشت
باید غصه ها را مچاله کرد
از پنجره پرت کرد بیرون!
عصرها
یک گوشه ی دنج میخواهد
با یک لیوان چای داغ..!
دیدگاه ها (۰)

سناریو سانزو

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش ب...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

.....پارت چهارم.....

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

KIM V

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط