درگیرتو بودم که نمازم‌به قضارفت درمن غزلی درد کشید وسرزار

درگیرتو بودم که نمازم‌به قضارفت درمن غزلی درد کشید وسرزارفت سجاده گشودم بخوانم غزلم راآن سوکه توئی عقربه قبله نمارفت ...❣️❣️🌹🌹
دیدگاه ها (۰)

درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ ...

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سر زا...

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سر زا...

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت...در من غزلی درد کشید و سر...

در گیر تو بودم که نمازم به قضا رفت...در من غزلی درد کشید و س...

سجاده گشودم ک بخوانم غزلم راسمتی ک تویی عقربه ی قبله نما رفت...

سجاده گشودم که بخوانم غزلم راسمتی که تویی عقربه ی قبله نما ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط