{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید

در گیر تو بودم که نمازم به قضا رفت...در من غزلی درد کشید و سر زا رفت...سجاده گشودم که بخوانم غزلم را..سمتی که تویی عقربه ی قبله نما رفت...در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد...آن گونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت....
دیدگاه ها (۳)

از اون روزی که دیدم می نویسی دلم می خواد برای تو بمیرم پرستا...

با بوسه که نه!قسمت من بوده همینکه ....باشعر رسانم به تو طعم ...

Porsche

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط