در گیر تو بودم که نمازم به قضا رفت...در من غزلی درد کشید

در گیر تو بودم که نمازم به قضا رفت...در من غزلی درد کشید و سر زا رفت...سجاده گشودم که بخوانم غزلم را..سمتی که تویی عقربه ی قبله نما رفت...در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد...آن گونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت....
دیدگاه ها (۳)

انتخابی بی بازگشت. Part.4

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

چند پارتی بازی ممنوع

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

ابلیس

برده عمارت جئون

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط